صفحه اصلی   پيوندها   ارتباط با ما   آرشیو   عالمان شيعه   RSS2    العربیه English


   

تاریخ  :  ١٩  ارديبهشت  ١٣٨٩ کد  :  ٢٧٢١  
 
 
 
معرفی علمی و آكادمیك؛ اولویت اول در تبلیغ اسلام در اروپا
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین رمضانی، رئیس مركز اسلامی هامبورگ‌
 
جنابعالی به عنوان رئیس یك مركز مهم اسلامی، رشد اسلام را در سال‌های اخیر چگونه ارزیابی می‌كنید؟
جـای هیچ شكی نیست كه پس از انقلاب اسلامی یك جنبش دینی اسلامی در جامعه بین‌الملل رخ داد. البته این جنبش نه فقط‌ مخصوص مسلمانان، بلكه به مسیحیت و حتی یهودیت هم سرایت كرده است؛ یعنی آنها فعال‌تر شده‌اند و سعی می‌كنند كه در عرصه‌های اجتماعی بروز و نمود بیشتری داشته باشند و گاهی از مواقع دیده می‌شود كه مواضعی را هم در ناهنجاری‌های‌ اجتماعی از جمله ناهنجاری اخلاقی داشتند. گواه آن این است كه كاردینال‌ها و اسقف‌ها و حتی پاپ این مواضع را داشتند و خوب طبیعتاً این جنبش و حركت فراگیر در دنیای اسلام در كشورهای اروپایی و آمریكایی، از لحاظ كمی و كیفی در مسلمانان‌ تأثیر گذاشته است. از لحاظ كمی ببینید تعداد مسلمانان در مقایسه با گذشته افزایش یافته است. البته من الان نمی‌توانم آمار دقیقی به شما ارائه بدهم، ولی مثلا در اروپا می‌توان گفت از 25 میلیون تا 35 میلیون نفر رسیده كه به نـظر من آن چیزی كه‌ مشاهده می‌شود، بیش از این تعداد مسلمان هست و این خودش می‌تواند یك حركت مهم در بین مسلمانان اروپا ایجاد كند. در بعضی از كشورها در صد مسلمانان به حدی است كه در معادلات اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار هستند؛ از سوی دیگر زادوولدی كه در بین مسلمانان هست، این جمعیت روز به روز بیشتر می‌شود. در میان غربی‌ها از جمله فمنیسم باعث شد كه‌ اینها بیشتر صاحب فرزند شوند، در بعضی از كشورها حتی نمایندگانی از مسلمانان در مجلس حضور پیدا كردند و آنها هم تأثیر دارند. حتی من وقتی در اتریش بودم حضور مسلمانان را در پارلمان و تأثیرگذاری آنها را دیدم. در آلمان هم كه ایالتی و فدرالی‌ اداره می‌شود، مسلمانان حضور پیدا كرده‌اند و لذا به لحاظ كمیت درصد مسلمانان در حال افزایش است. آماری كه مراكز مهم اروپایی، از جمله یكی از مراكز آماری فرانسه ارائه داده، این است كه بعد از بیست سال جمعیت خیلی نسبت به آن چیزی‌ كه هست بالا خواهد بود و حتی من در چند ماه گذشته آمارهای دقیقی در اختیار داشتم كه آمارهای قابل اعتنایی است. از  لحاظ كیفی هم، به هر حال پس از انقلاب اسلامی دنبال این هستند كه اسلام را به معنای جامع كلـمـه درك كنند، یعنی بحث‌ جامعیت اسلام از جنبه‌های فردی، اجتماعی، ظاهری و باطنی و در حقیقت به مباحث معرفتی بیشتر ورود می‌كنند و این علاقه‌ هم بیشتر ایجاد شده كه نسبت به اسلام شناخت پیدا كنند. چون معرفی و تفسیر اسلام خیلی مهم است كه چه نوع تلقی و تفسیری از اسلام داشته باشیم. در بخش كیفی نیز بشر امروز و جامعه امروزی مسلمانان دنبال اسلامی هستند كه بتواند سؤال‌ها و نیازها و خواسته‌های آنها را در ابعاد مختلف بشری پاسخ‌گو باشد؛ همان طوری كه به بحث‌های تجربی، فردی و مسائل روحی و درونی تـوجـه مـی‌كـنـد، بـه مسائل بیرونی، اجتماعی، آسیب‌های اجتماعی و ناهنجاری‌های اخلاقی نسبت به آنها هم موضع بگیرد. و لذا الان در دنیا كنفرانس‌هایی در بحث اسلام‌شناسی و در بعضی جاها شیعه‌شناسی تشكیل می‌شود و دیالوگ‌هایی كه میان نخبگان و دانشمندان و دانشجویان در مجامع و مجالس وجود دارد. در واقع آنها دنبال یك رویكرد جامع‌ از اسلام هستند البته برخی از دولت مردان غربی درصدد هستند یك تفسیر خشنی از اسلام ارائه دهند و رسانه‌های غربی‌ بسیج شده‌اند تا چنین تفسیری را ارائه دهند، ولی خیلی موفق نبودند. یعنی الان روز به روز كه جلوتر می‌رویم بسترها و زمینه‌ ها آنقدر گسترش پیدا كرده كه نمی‌توانند آن را محو كنند و خواه ناخواه در مجامع و مجالس مراكز، حالا چه مراكز اسلامی و چه مراكز علمی و آكادمیك بحث‌هایی به وجود آمده كه آنها نمی‌توانند این اسلام را محدود كنند. به نظر من حتی در بعضی از توطئه‌ها و دسیسه‌هایی كه دارند اگرچه ممكن است بر حسب ظاهر یك نـوع تـهـدیـد بـاشـد، ولی همین خودش یك فرصت برای‌ مسلمانان شده است؛ مثلا نسبت به پیغمبر اسلام(ص) اهانت می‌كنند، همین خودش یك فرصت شده برای مسلمانان كه‌ موضع بگیرند، تظاهرات كنند، اجتماعاتی داشته باشند و در جاهای مختلف مباحث علمی داشته باشند و از زوایای گوناگون‌ شخصیت پیامبر اسلام(ص) برای دیگران معرفی شود، در حالی كه قبلا این زمینه‌ها به این شكل فراهم نبود و لذا برخی‌ معتقدند در عین حال كه این شرایط به گونه‌ای توطئه و یك تهدیدی به شمار می‌آید، ولی از سوی دیگر، می‌تواند یك فرصت‌ طلایی برای مسلمانان، دانشمندان و نخبگان باشد كه بتوانند در چنین زمینه‌ای اسلام را به خوبی و با جامعیتش معرفی كنند و  لذا به نظر می‌رسد با این سلسله عوامل و عللی كه حالا یا خودمان به وجود می‌آوریم یا دشمنان، یك تحول جدی جهانی در اسلام‌گرایی به معنای واقعی كلمه به وجود آمده است؛ علی رغم میل دشمنان اسلام، این اتفاق بوجود آمده و به نظرم این‌ حركت یك حركتی مبارك خواهد بود و برای نظام بین‌المللی و مدیریت جهانی حضرت مهدی(عج) می‌تواند یك زمینه‌سازی‌ خوبی را فراهم سازد.
 
 
 
به مباحث جدیدی كه الان در اروپا مطرح است از قبیل اسلام اروپایی اشاره نمودید كه یك واژه جدید است و بین مهاجران اولیه به اروپا و نسل جدیدی كه در اروپا متولد شده‌اند، تفاوت‌هایی وجود دارد، از جمله فرهنگ و زبان اروپایی كه به فرمایش حضرتعالی علی‌رغم ایـنكه می‌تواند خودش یك فرصت خوبی برای ما باشد، اما یك‌ گسست نسلی و تفاوت را می‌تواند در جامعه بین نسل قدیم و نسل جدید دامن بزند. در خصوص این مباحث چه‌ تدابیری اندیشیده شده كه بتوان این مشكل را حل كرد؟
این بحث مهمی است. امروزه در خیلی از مجالس و مجامع به طور جدی بحث‌ intergration‌ ‌یا همسان‌سازی مطرح است. افراد در آنجا به عنوان یك شهروند باید با فرهنگ و آداب آنجا زندگی كنند و ممكن است هویت دینی و اسلامی خودشان را هم از دسـت بـدهند. چون باید هم با خدا و معنویات و تجربیات شخصی خودش پایبند باشد و در عین حال، در جامعه اروپایی‌ زندگی كند و شرایط جامعه اروپایی را بپذیرد. بنابراین این بحث به طور جدی مطرح است و تشكل‌های زیادی متولی و متصدی این امر هستند كه این مسئله را جا بیندازند. رسانه‌ها نیز در این خصوص تلاش زیادی می‌كنند. ذكر چند نكته در این‌ زمینه ضروری به نظر می‌رسد: اول اینكه، همان طوری كه اشاره شد، بچه‌هایی كه در آنجا متولد شده‌اند با مدارس آنجا ارتباط‌ برقرار كردند و ناخودآگاه طی 10 تا 12 سال، یك نوع فرهنگ از طرف آنها القا می‌شود و بعضی از آنها هم در دانشگاه‌ حـضور پیدا می‌كنند، بنابراین مسئولیت دانشمندان ایرانی بیشتر می‌شود؛ چون باید بتوانند واقعاً اسلام را در آنجا درست‌ معرفی كنند اسلام در آنجا جنبه فردی پیدا نكند و این مهم است. باید با ارتباطی كه علما و دانشمندان با این نسل برقرار  مـی‌كـنـنـد، بـتوانند جامعیت اسلام را با منطق و استدلال بفهمانند. من همیشه به دوستان تأكید می‌كنم پنج نكته در اسلام كه از شاخصه‌های اصلی است، باید خیلی مدنظر قرار بدهیم: عقلانیت، عدالت، آزادی، معنویت و امنیت. كه هر كدام ظرافت‌های‌ خاص خودش را دارد. این طور نیست كه همیشه مباحثی كه مطرح می‌كنیم، به شكل سنتی به آن پرداخته شود و انتظار داشته‌ باشیم كه تأثیرگذار باشد. نه اینجا، هم تحلیل می‌خواهد و هم تطبیق؛ بتوانیم همان مباحث را تطبیق و به روز و كارآمد كنیم و آن را روزآمد كنیم كه بتواند تأثیر امروزی در جامعه ما بگذارد. تدبیرش هم این است كه آنهایی كه در اینجا تربیت می‌شوند و به عنوان مبلغ به اروپا اعزام می‌شوند باید مسلح به چنین سلاحی بشوند كه دركشان از اسلام یك درك جامع باشد. نكته دوم‌ اینكه، یكی دیگر از آسیب‌های جدی كه این نوع تفكر و نگرش می‌تواند به وجود آورد، این است كه شریعت و احكام اسلامی‌ خدشه بخورد و صدمه ببیند، یعنی ما اسلام را كه مجموعه‌ای از احكام، اخلاق و عقاید می‌باشد، بـه‌طـور ناقص معرفی‌ كنیم. ما باید هویت دینی و اسلامی خودمان را به جد مورد توجه قرار دهیم؛ زیرا مطرح كردن هویت دینی در جوامع مختلف‌ می‌تواند مؤثر باشد. ما در آنجا به عنوان یك شهروند زندگی می‌كنیم، ولی معتقدیم كه هویت دینی و اسلامی خودمان را باید حفظ كنیم؛ یعنی حجاب باید حفظ بـشـود و احـترام به قوانین هم همین‌طور. علما همه تأیید می‌كنند كه به قوانین مدنی و امثال‌ اینها، باید احترام گذاشته شود، ولی این به معنای آن نیست كه یك مسلمان اگر در یك كشور اروپایی زندگی می‌كند، تخلف بر علیه قانون بكند ولی هویت خودش را باید حفظ كند و این در واقع قابل جمع است. پس در این صورت، یك بخشی از كار مربوط به نوع ترتیبی است كه در اینجا نسبت به كسانی كه اعزام می‌شوند صورت می‌گیرد؛ چون یك بحثی را كه به نظر من‌ كمتر به آن توجه می‌كنیم، بعضی‌ها كاملا آشنا به فضای واقعی و ادبیات حاكم بر غرب نیستند، مثلا ما داریم كسانی را كه منبر می‌روند، همین مباحثی را كه اینجا مطرح می‌كنند، به همان شكل در آنجا مطرح می‌كنند و غافل از آنكه آنجا یك ادبیات‌ خاص خودش را دارد و یا مثلا تمام شكل برخورد و ادبیات رفتاری كه در اینجا دارد، در آنجا هم ادبیات رفتاری خاص‌ خودش را دارد. مثلا آنجا ارتباط برقرار كردن باید خیلی صمیمی‌تر از ارتباطی باشد كه در اینجا هست؛ چون یك ارتباط‌  صمیمی و چهره به چهره زمینه را فراهم می‌كند تا آنها سؤالات خودشان را از شما بپرسند. نكته دیگری كه خیلی مهم است، این است كه ما بحث جامعیت را در شبكه اینترنتی و سایت‌ها خیلی باید جدی بگیریم و برای معرفی كردن اسلام راه‌های‌ ارتباطی كه در غرب به راحتی قابل دسترسی هستند را باید با دقت كافی در نظر داشته باشیم و به بـعـضـی مـسـائـل سـطـحـی صـرفـاً روایتی و بدون تحلیل جامعه‌شناسی یا روان‌شناسی نپردازیم، بلكه اگر روایتی هم می‌خواهد در آنجا تبیین شود؛ با نگاه‌ جامعه‌شناسی و نگاه روان‌شناسی و نگاه اخلاقی و نگاه سازندگی، به عنوان عناصر تشكیل دهنده شخصیتی انسان نگاه شود. لذا ما معتقد هستیم كه اسلام را باید در اروپا با ادبیات خودش معرفی كرد. البته بعضی‌ها می‌خواهند واژه اسلام اروپایی را یك‌ طوری مطرح و تفسیر كنند كه به اصطلاح قابل پذیرش باشد؛ وقتی می‌گوییم اسلام اروپایی، یعنی اسلام با ادبیات و فرهنگ و آداب و سنن اروپایی. وقتی بحث اسلام اروپایی را مطرح می‌كنیم، با اسلام ایرانی با ادبیات و فرهنگ ایرانی و با اسلام‌ آفریقایی با ادبیات و فرهنگ آفریقایی متفاوت است. لذا می‌خواهند یك معنای این گونه‌ای را نسبت به این مطرح بكنند. من‌ فكر می‌كنم این یك مقدار آسیب به مفاهیم می‌زند و اسلام در ایران و عراق و اروپا و جـاهـای دیـگـر یـك حـقـیقت است، منتها اسلام را وقتی می‌خواهیم تبیین كنیم باید، آن شرایط لازمی كه در هر كشوری هست، مورد توجه قرار بگیرد. اگر مجموعه‌ شرایط جمع شود، نتایج این مجموعه شرایط، یك نتیجه برای اسلام در اروپا و اسلام در آمریكا و آفریقا خواهد بود.
 
اصولاً در اروپا چند نحله و گرایش شیعی وجود دارد؟ مثلاً آیا اسماعیلیه، زیدیه فعال هستند؟ آیا در آلمان شیعه‌ دوازده امامی وجود دارد و ارتباط و همبستگی میان آنها چگونه است؟ لطفاً توضیحاتی را بفرمایید.
البته من در مورد تك تك كشورهای اروپایی نمی‌توانم پاسخ سؤال شما را بدهم، اما در خصوص آلمان و اتریش همین قدر می‌توانم بگویم كه 99 درصد شیعه دوازده امامی هستند و احیاناً بخشی نیز اسماعیلیه و زیدیه هستند كه بسیار نادر هستند و اصلا قابل طرح نیستند. در آلمان بیش از 2000 مركز داریم، البته این آمار، كل مراكز اعم از كوچك و بزرگ، 100 متری، 50 متری تا 32 هزار متری را شامل می‌شود و حدود 150 مركز شیعه هست و تقریباً می‌شود گفت كه بسیاری از آنها فعال‌  هستند؛ حالا بعضی از آنها فعالیتشان چشم گیر و تأثیرگذاری آنها بیشتر است. همه اینها به نوعی با مركز اسلامی هامبورگ در تماس هستند و مركز اسلامی هامبورگ یك محوریت نسبت به اینها دارد، دلیل آن هم شاید ارتباط با مرجعیت اعلای شیعه‌ باشد؛ چون اصلا بنای مراكز اسلامی با موافقت مرجعیت شیعه بود و در اساسنامه هم قید شده كه كسی كه در آنجا به عنوان‌ امام مركز باشد، باید از مرجعیت اعلای شیعه نمایندگی داشته باشد؛ البته در مركز اسلامی هامبورگ نمایندگی مرجعیت شیعه‌ نیز هست، ولی نمایندگی مرجعیت اعلای شیعه در رأس خواهد بود كه زمانی مرحوم آیت‌الله بروجردی بوده، بعد آیت‌الله‌ میلانی مدت خیلی كوتاهی بوده و بعد مرحوم آیت‌الله خوانساری بودند، ولی آنها خیلی كوتاه بودند تا امام خمینی(ره) و مقام‌ معظم رهبری به عنوان مرجع دینی. بنابراین یكی از دلایلی كه این محوریت برای این مركز ایجاد شده به خاطر ارتباط با مرجعیت است و این یك نكته مهمی است و لذا به نوعی بقیه، با این مركز ارتباط دارند. وقتی كه بحث اتحادیه شیعیان در آلمان شروع شد، حركت آن از این مركز بود. در جلساتی سالانه، همه مراكز در اینجا جمع می‌شوند، علمای شیعه هم در اینجا اجلاس دارند. از وقتی كه به مركز اسلامی هامبورگ رفتم مشاهده می‌كنم به غیر از این مركز، بعضی از مراكز دیگر هم به‌ صورت خودجوش فعالیت می‌كنند و برای خودشان جایی تهیه كرده‌اند. یا به صورت استیجاری یا خریده‌اند و این زمینه را فراهم كردند و همین طور در حال گسترش است. در بعضی ایام فعالیت این مراكز بسیار وسیع خواهد بود، ولی در طول هفته‌ كلاس های قرآن، تفسیر و دعا دارند، خیلی از جاها نماز جمعه دارند و البته امام جمعه به یك طریقی باید مورد تأیید نماینده‌ مرجعیت اعلای شیعه باشد و اینها خودشان ملزم هستند این تأییدیه را بگیرند كه حتماً باید امامی كه در آنجا نماز می‌خواند از طرف نمایندگی مرجعیت اعلای شیعه باشد و خود همین یك نوع ارتباط ولایت امری را در دنیای غرب مطرح می‌كند، چون‌ بحث بسیار مهمی است و در بعضی از كشورها، مثل فرانسه، اتریش و تا حدی انگلیس هم دارد این اتفاق می‌افتد؛ انگلیس‌ مشكلات خاص خودش را دارد كه آن را می‌توانید با دوستانی كه در آنجا هستند مصاحبه‌ای داشته باشید. نوع فعالیت‌هایی كه‌ شیعیان انجام می‌دهند مختلف است كه بخشی از آن همین بـرنـامه‌های هفتگی شان است، یك بخش هم سمینارها و  كنفرانس‌هاست؛ مثلا ترك‌های شیعه در آلمان در طول سال، 5-6 كنفرانس پرجمعیت و پرطرفدار مثل كنفرانس عاشورا دارند كه از 8 تا 10 هزار در آن شركت می‌كنند، كنفرانس اربعین كه من این دفعه سخنران آن بودم، جمعیت بسیار خوبی شركت‌ كرده بود. از این نوع كنفرانس و سمینار زیاد هست. بعضی از مراكز یك سری دوره‌های آموزشی دارند كه در سال یك بار برگزار می‌كنند. این نوع‌ سمینارهای شیعه در آنجا زیاد است، علمایی هم دعوت می‌شوند، البته ما برای اینكه از این جلسات بیشترین استفاده را ببریم، باید كیفیت آن را ارتقاء دهیم تا افراد بتوانند سؤالات و مسائلی را كه هست مطرح كنند. در بعضی از جلـسـات كه من حضور پیدا كردم، الحمدالله دیدم جوانان سؤالات خوبی دارند و علاقه مند هستند كه دوره‌های آموزشی برایشان گذاشته شود و می‌خواهند اسلام را دقیق‌تر و عمیق‌تر و جـامع‌تر یاد بگیرند و بفهمند. ما به اینها وعده داده‌ایم كه بالاخره این دوره‌های‌ آموزشی را در مركز اسلامی هامبورگ ان شاءالله از این به بعد داشته باشیم. به نظر من فعالیت‌های شیعه در آلمان خوب‌ است از لحاظ كیفی ما به دنبال این هستیم روحانیانی كه می‌آیند اولاً خودشان یك نگاه عمیق نسبت به اسلام داشته باشند و بعد بتوانند این نگاه را به دیگران منتقل كنند. امسال ما یك كار جدیدی انجام دادیم و حدوداً 16-17 مبلغ اعزام كردیم.‌ البته همه این مراكز در محرم و صفر مبلغ می‌آورند ولی ما اعزام كردیم و با استقبال بسیار خوبی هم مواجه شد و الان‌ درصدد حضور شركت‌كنندگان در مجالس، بخصوص مجالس مهم هستیم كه روز به روز در حال افزایش است و می‌توانیم بگویم كه ان‌ شاءالله به فضل الهی در آینده ما مواجه با حركت‌های شیعی نه فقط در سطح آلمان، بلكه در سطح اروپا خواهیم بود. از حركت‌های جالبی كه رخ داده و من به بعضی از مراجع عرض كردم و برای آنها خیلی‌ جالب بود، بحث اعتكاف بوده است. چند سالی است كه بحث اعتكاف در خود مركز اسلامی هامبورگ اجرا می‌شود. شما می‌دانید كه مسجد در مركز اسلامی هامبورگ مسجد جامع است، یعنی آن تعریفی كه فقهاء برای مسجد دارند، آنجا معنا پیدا می‌كند. مركز اسلامی هـامـبـورگ از چند بخش تشكیل شده است از جمله سالن كنفرانس با ترجمه هم زمان، شبستان‌های‌  كوچك و خود مسجد كه یك زمینه و شرایط خوبی را می‌تواند فراهم بكند. امسال در اعتكاف بیش از 200 نفر شركت كردند كه‌ 80 درصد آن جوانان بودند. از مسیرهای بسیار دور، مثلاً از 800 كیلومتری می‌آمدند و می‌خواهند این سه روز استفاده معنوی‌ داشته باشند و بسیار هم زیبا بود. یعنی وقتی كه شما نگاه می‌كردید این فضای 70 الی 80 نفره را شامل جوانان شیعه علاقه مند به مرجعیت و مكتب ولایت، می‌دیدید كه چقدر خودشان را برای حركت‌ها و برای تحقق شیعه در دنیا مهیا كردند و در آنجا حضور پیدا می‌كنند. مثلا اگر ما این نوع جلسات را در مركز داشته باشیم و 300 نفر دعوت كنیم 270 الی 280 نفر می‌آیند آنهایی هم كه نمی‌آیند احتمالا یك عذری دارند، ایام تحصیلی بوده یا ایام امتحانات بوده و بعید است كه در جلسات حضور پیدا نكنند. این هم از آن برنامه‌های مباركی بوده كه انجام شده است. البته در خصوص با مركز من یك اشاراتی را خواهم‌ داشت چون جالب است كه در مورد مركز یك اطلاعاتی را داشته باشید.
 
فكر می‌كنید چقدر مركز اسلامی هامبورگ یا نماینده مرجعیت شیعی یا كمی گسترده‌تر، نهادها و مؤسسات‌ شیعی در آلمان به فكر مؤسسات آكادمیكی می‌افتند كه تحصیلات جوانانشان از آن طریق باشد؟ آیا این اتفاق‌ افتاده یا در حال اتفاق افتادن است؟
الحمدالله در كل اروپا در بعضی از كشورها چنین اتفاقی افتاده است. ما یك مركز آكادمیك وابسته به مركز اسلامی هامبورگ‌ داریم و یك انستیتوی مربوط به آموزش مبلغان داریم و خوب این، در آنجا تحقق پیدا كرده است. همان طور كه شما اشاره‌ كردید، این یك امر ضروری است و این حركت صورت گرفته، البته نه توسط همه مراكز و مؤسسات شیعه‌شناسی، یا آنهایی كه‌ دغدغه مسائل شیعه را دارند، ولی این اتفاق آنجا افتاده، علت هم این است كه مراكز به شكل انذاری و تبشیری كفایت‌ نمی‌كنند و بالاخره باید مراكز آكادمیك هم باشد و دوره‌های تحصیلی داشته و گواهینامه و مدرك بدهند. خود مركز درصدد است كه این دوره‌ها را به صورت جدی‌تر از گذشته برگزار كند و مدارك تحصیلی هم باید برای كسانی كه این دوره را می‌گذرانند داده شود. ما طرحی تهیه كرده‌ایم و در آن طرح پیش بـینی كردیم كه كسانی كه این دوره‌ها را یعنی همان بحث‌  اسلام‌شناسی (نه به شكل كاملا حوزوی) را می‌گذرانند، مدرك بدهیم. آموزش صرفاً حوزوی در خارج پاسخ‌گو نیست و ما در ایـن‌ طـرح پیش‌بینی كردیم كه مباحث حوزوی را به شكل آكادمیك مطرح كنیم. به نظر من اگر این دوره‌ها در آنجا فراهم شود، تأثیر بسیار خوبی را در مجموعه این كشور خواهد گذاشت؛ چون این افراد آموزش دیده به عنوان مبلغ به مراكز مختلف‌ می‌روند و تأثیرات خوبی را بر جای خواهند گذاشت، ولی آنچه كه بسیار مهم است و از دغدغه‌های ماست، این است كه برای‌ این امر باید اقدامات جدی‌تری صورت بگیرد. من معتقد هستم اولا ما باید تعامل بین مراكز علمی شرق و غرب بیشتر شود تا حضور نخبگان و دانشمندان در غرب بیشتر بشود و حتی معتقدم كه برخی از دوستان، باید در مراكز غرب حضور پیدا كنند تا ضمن تحصیل در مقاطع بالاتر، مسائل اسلام را تبلیغ كنند و خود به خود از این افراد در رسانه‌ها، در پرسش و پاسخ‌ها و در خود همان مجموعه دانشگاهی استفاده می‌كنند. بنابراین ما هیچ شكی در این زمینه نداریم و تلاش می‌كنیم مبلغانی را با این نگاه و رویكرد تربیت بكنیم.
‌نكته دیگر این است كه مركزی همچون جامعة المصطفی العالمیة نسبت به اروپا باید اهتمام بیشتری داشته باشند. و افرادی كه به عنوان مبلغ به اروپا اعزام می‌شوند از لحاظ كیفی و محتوایی، مقاطع تحصیلی بالاتر را طی كرده باشند و اعزام این افراد به محرم و صفر خلاصه‌ نشود. با این رویكرد می‌توان اسلام عقلانی را با یك پشتوانه قوی معنوی به بشریت معرفی كرد تا معنای آزادی به معنای‌ واقعی كلمه مطرح شود. یعنی با این نگاه علمی می‌توان اسلام را به دنیا معرفی كرد. یكی از دغدغه‌های مركز اسلامی هامبورگ‌ همین است. البته اینكه تا چه حد موفق شده، باید به نیم قرن فعالیت این مركز، نمره دهـیم، ولـی بـایـد بـیـشـتـر كـار مـی‌شـد، گـرچـه در غـرب محـدودیـت‌هـایـی هم بخصوص نسبت به مراكز مرتبط با جمهوری اسلامی كم و بیش وجود دارد، یعنی‌ نمی‌گذارند علما و فرهیختگان به راحتی ویزا بگیرند؛ چه ویزای توریستی و چه ویزای اقامتی، كه بتوانند آنجا یكی دو سالی‌ حضور داشته باشند، الان خیلی سخت‌گیری‌ها بیشتر شده است، ولی به نظر من باید این اتفاق صورت بگیرد و از آن حالت به‌ حالت آكادمیك و علمی بیشتر روی بیاوریم.
 
مركز اسلامی هامبورگ به عنوان یك مؤسسه شناخته ‌شده تا چه حد توانسته است این طرحی را كه‌ اشاره فرمودید، یعنی مطرح شدن در مجامع آكادمیك را تحت پوشش قرار بدهد و بسترسازی كند. به عنوان‌ مثال اگر افرادی تحصیل كرده پیرامون اسلام و شیعه سؤالاتی داشته باشند، این مركز چقدر می‌تواند مورد توجه‌ این قشر باشد؟
مـركـز اسلامی هامبورگ در بخش‌های مختلفی فعالیت مـی‌كنـد، یكی از بخش‌هایی كه مربوط به سؤال جنابعالی می‌باشد، سایت‌ علمی این مركز است كه پاسخ‌گوی سؤالات فكری و دینی شیعیان می‌باشد. ما در اروپا سایت علمی كه بتواند پاسخگوی نیازهای افراد باشد، همانند سایت مركز علمی اسلامی نداریم، ما هر هفته از شهرهای مختلف آلمان و حتی اروپا سؤالات را دریافت می‌كنیم و پاسخ آنها هم از طریق ایمیل داده می‌شود، حدوداً روزانه به طور متوسط هزار نفر به سایت مراجعه‌ می‌كنند، تصور من این است كه اگر سایت را در بخش‌های مختلف فعال‌تر كنیم در 2-3 سال آینده می‌توانیم به روزی سه هزار نفر هم برسانیم. پیش بینی ما این است كه این كار صورت بگیرد تقریباً یك مقداری فعالیت شده است. این نوع ارتباط الان به‌ این شكل دایر است. شكل دیگر این است كه تقاضا شود، یعنی یك سری سؤالات مطرح بشود؛ چون مركز اسـلامی هامبورگ‌ یك مركز معروف در آلمان هست، حتی فضای مركز به عنوان میراث فرهنگی كشور آلمان شناخته شده و در بروشورهای‌ توریستی كه خودشان ارائه می‌دهند، عكس گنبد و مناره‌های مسجد امام علی(ع) گذاشته شده و روزهای شنبه و یك شنبه‌ گاهی از مواقع می‌بینید 500 نفر یا بیشتر و یا بعضی از ایامی كه حضور توریست در آنجا بیشتر است، آنجا مراجعه می‌كنند و مسجد را می‌بینند و ما هم مستندی تهیه كردیم و یك سری راهنما هستند آنها را راهنمایی می‌كنند. (این فضا یك فضای‌ تعریف شده در خود آلمان است و لذا تغییرات بیرونی به هیچ وجه ممكن نیست. شما می‌دانید كه در اروپا فـضـاهای بیرونی‌ اماكنی كه این شرایط را داشته باشند را نمی‌توان تغییر داد، البته در بسیاری از كشورها نماهای بیرونی را اصلاً نمی‌شود تغییر داد و فقط تغییر داخلی ممكن است) و لذا اصولاً خود به خود این مركز، یك نوع اشتهاری دارد و این واقعاً یك فرصت است برای‌  كسانی كه آنجا زندگی می‌كنند. من یك روز كه نماز جمعه را اقامه كردم، گفتند كه یك نفر برای تشرف آمده و می‌خواهد كه شما هم باشید. من از او سؤال كردم، شما درخصوص اسلام چقدر مطالعه كردید؟ اگر اجازه بدهید من یك مقدار در مورد اسلام با شما صحبت بكنم كه این تشرف با آگاهی صورت بگیرد. گفت نه من مدت‌هاست كه دارم اسلام را مطالعه‌ می‌كنم و تحقیق می‌كنم. الان یادم نیست، گفت: لااقل 6 ماه تا 1 سال تحقیق كردم و قرآن را كامل خواندم، كتاب‌های مختلف را مطالعه كردم. من فكر می‌كنم كه قرآن مـی‌تواند پاسخ گوی سؤالات من باشد. گفتم چرا اینجا را انتخاب كردید؟ گفت: من‌ مراجعه به سایت كردم، اینجا را به من معرفی كردند. بنابراین حتی كسانی كه مسلمان می‌خواهند بشوند به اینجا می‌آیند، چون‌ ما بحث تشرف را در مركز اسلامی داریم و خود به خود یك محوریت این چنینی هم پیدا كرده است. این شكل دوم كار است‌ كه درخواست می‌كنند و به اینجا مـی‌آیـنـد. الان مـا هر هفته روزهای شنبه، 2 جلسه كلاس اسلام‌شناسی به زبان آلمانی داریم كه‌ 30-40 سال است كه برقرار است، آنهایی هم كه حتی مسلمان نیستند می‌آیند و در این جلسات شركت می‌كنند. این را هم ما داریم تقویت می‌كنیم و هر هفته این افراد در یك فضای آكادمیك كه كلاس هم در اختیارشان گذاشته می‌شود، شركت می‌كنند. شكل دیگر كار این است كه معمولا اگر سمینارهایی پیرامون اسلام برگزار شود، یـكـی از كسانی كه برای‌ ارائه مباحث در آن جلسه، دعوت می‌شود از مركز اسلامی است؛ حتی در بحث‌های غیراسلامی. مثلا آموزش و پرورش آنجا برای تغییر نظام آموزشی گروهی تشكیل دادند و من یك بار در جلسه آنها شركت كردم و دو بار هم نماینده برای آنجا فرستادیم و در آنجا از مركز هم اظهار نظر می‌خواهند. یك شكل دیگر این است كه چنانچه سؤالاتی توسط دانشمندان مطرح‌ ‌شود، یكی از سه جایی كه قطعاً پاسخ سؤالات داده می‌شود، مركز اسلامی هامبورگ است، یعنی سؤالات خودشان را به‌ صورت كتبی مطرح می‌كنند و پاسخ‌های خودشان را دریافت می‌كنند. از جمله جاهایی كه ما می‌توانیم در آن حرف بزنیم‌ مجمع ادیان است. پروتستان، كاتولیك، یهود و بودا همه آنجا حضور دارند، از مسلمانان هم دو نفر حضور دارند، یكی از اهل‌سنت و یكی از شیعه كه بنده به نمایندگی از شیعه حضور دارم. در یكی از بحث‌هایی كه بنده حضور پیدا كردم، دفاع از‌‌ حقوق اسلام و مباحث مجازات و غیره را آنجا مطرح كردیم. البته این جلسه 6 ماه یك بار است و یك جلسه مهم است؛ الان‌ تعداد مسلمانان آلمان در حدود شش میلیون نـفـر تـخـمـیـن مـی‌زنـنـد كه از این تعداد 310 هزار نفر در ایالت‌هامبورگ هستند. ایالت هامبورگ از ایالت‌های فرهنگی كشور آلمان است، به لحاظ زبان هم فصیح‌ترین گویش زبان آلمانی بعد از شهر هانوفر است. بنابراین در خود هامبورگ ارتباط به این شكل است كه بعضی از دانشگاه‌ها و فضاهای دیگر می‌آیند و درخواست می‌كنند كه دعوت نامه‌های آنها هم موجود است. گاهی اوقات تقاضاها از شهرهای دیگر است و ما فرصت نداریم كه برویم و چنانچه ما چند تا روحانی فاضل می‌داشتیم، می‌توانستیم در همه این مسائل مربوط به اسلام حضور پیدا بكنیم. البته بعضی از جاها كه جنبه‌ سیاسی دارد ممكن است از ما دعوت به عمل نیاید، مثلا اگر جایی بحث نقد بر بعضی مفاهیم سیاسی یا ادبیات سیاسی ایران‌ باشد ممكن اسـت از ما دعوت نكنند، ولی بطور واقع می‌گویم كه مركز اسلامی هامبورگ به لحاظ جایگاه، قوی‌ترین پایگاه علمی اسلامی در آلمان شناخته شده است.
 
 
مسجد هامبورگ حدوداً در دهه چهل و در زمان آیت‌الله بروجردی ساخته شده است، آیا تاكنون بنای توسعه‌ مسجد مطرح است یا خیر؟
در سال 2000 در مقابل مسجد یك مركز آكادمیك تأسیس شده است كه یك ساختمان با زیربنای مجموعاً بیش از هزار مـتـر اسـت، بخش دیگر آن در حال ترمیم است.بر اساس پـیـش‌بینی سابق، فضای فعلی پاسخ‌گوی جلسات هفتگی است، اما اگر بخواهیم دوره‌های آموزشی داشته باشیم، نیاز به یك فضای دیگر است.
با توجه به وجود پتانسیلی كه در آلمان اشاره كردید، برای اینكه بخواهیم اسلام را در جامعه اروپایی‌ معرفی كنیم، باید از نخبگان كشور خودمان یا حتی كسانی كه سال‌هاست در آنجا زندگی می‌كنند و گرایشات‌ مذهبی دارند، استفاده كنیم،
 
مراكز مرتبط با این امر تا چه حد توانسته‌اند افرادی با چنین خصوصیات را جذب كنند؟ با توجه به همبستگی زبان فارسی و فرهنگ شیعی، تا چه حد توانسته‌ایم كرسی‌های زبان فارسی را فعال‌تر كنیم و زمینه را برای فرهنگی شیعی مهیا كنیم؟
در بحث زبان فارسی، به لحاظ نوع فعالیت، این كار به رایزنی فرهنگی واگذار شده است. البته در بعضی از مراكز مرتبط ما، خود به خود یك سری دوستان هستند، بدون اینكه توقع مالی داشته‌ باشند، این كار را انجام می‌دهند كه بحث زبان فارسی را آنجا گسترش بدهند. در خود مركز پیشنهاد شده، ولی تاكنون عملی ولی اینكه آلمانی‌هایی باشند كه بیایند ارتباط‌ برقرار كنند، حتی آنهایی كه شیعه نشده‌اند به شكل‌های مختلف این علاقه به صورت جدی وجود دارد كه ارتباط برقرار كنند. من نمونه‌هایی را عرض می‌كنم. مثلا من برای كاری پیش یك پزشك رفتم. وقتی معرفی كردم كه من آنجا هستم. گفت: آقا من‌ خیلی علاقه‌مند هستم كه آنجا بیایم و برای من توضیحاتی را بدهید. یا مثلا یكی از دوستان دانشجوی ما در كلاس درسش‌ می‌گفت كه در اینجا مركزی است و اساتیدشان استقبال كردند كه در فضای مركز با فضای ایرانی و ادبیات فارسی آشنا شوند و حدود 25 نفر از اساتیدشان از دانشگاه‌ها هامبورگ آمده بودند و حدوداً دو ساعت بازدید كردند و بسیار هم متأثر شدند. یعنی‌ بحمدالله این زمینه در آنجا وجود دارد و ما سعی كردیم مباحثی را كـه مـطرح می‌كنیم خیلی شفاف باشد، و الحمدلله مورد اسـتـقـبـال هم قـرار گـرفـتـه اسـت و اكنون حتی‌ خیلی از غـیـرمسلمانان علاقمند به برقراری ارتباط با مركز اسلامی هستند، یا خیلی از نخبه‌های خودمان. ما جلساتی با پزشكان یا مهندسان داریم كه این برنامه‌ریزی‌ها در گذشته صورت گرفته و این ظرفیت وجود دارد. منتها الان ما دنبال‌ نیرو هستیم كه بخشی از كارهای وقت گیر را آنها انجام بدهند و امیدوار هستیم كه ان شاءالله خدا كمك كند در آینده یك‌ چنین زمینه‌هایی فراهم بشود.
 
با تشكر از شما خواهشمند است در پایان اگر مطلبی بوده كه ذكر نشد، خواهشمندیم بفرمایید.
من در آخر یك اشاره به فعالیت‌های مركز اسلامی هامبورگ داشـته باشم. مركز اسلامی هامبورگ در سه بخش فعالیت‌ می‌كند: یك بخش مربوط به ایرانیان است. به هرحال، بیش از دویست هزار ایرانی در آلمان حضور دارند كه در اروپا بیشترین‌  جمعیت ایرانی در آلمان متمركز است. بعد از آن مطمئن نیستم كه در انگلستان است یا سوئد. یك بخش هم‌ همین برنامه‌های شب جمعه، دعای توسل شب‌های چهارشنبه، دعای كمیل، تـفـسـیـر نهج‌البلاغه، نماز جمعه كه البته در نماز جمعه از ملّیت‌های مختلف شركت می‌كنند و یك نماز جمعه جاافتاده و وحدت آفرین است. جلسات مناسبت‌های طول سال یعنی‌ محرم و صفر و اعیاد نیز برقرار است كه مثلاً امسال در روز عاشورا تقریباً سه هزار نفر آمده بودند و استفاده می‌كردند. دانشجویانی بودند كه از فاصله صد كیلومتری آمده بودند تا در مـراسم تاسوعا و عاشورا شركت كنند و حتی شب‌ها را آنجا می‌خوابیدند. در مجالس مختلف، معمولاً از پانصد نفر الی 1000 نفر و 1500 نفر شركت می‌كنند. برنامه‌های آموزشی هم روزهای شنبه و دوشنبه در بخش‌های زبان‌ عربی و آلمانی وجود دارد، در بعضی از شب‌ها كلاس‌هایی را هم برای جوانان داریم. در صدد این هستیم كه بالاخره دیانت‌ بچه‌ها بخصوص جوانان، حفظ شود، اسلام به درستی به آنها معرفی شود. الحمدالله تعامل خوبی با سایر مسلمانان و اهل‌سنت‌ داریم هم در آلمان و هم در غیر آلمان، این تعامل بسیار تعامل مباركی است و یكی از كارهای دیگر، گفتمان با دانشمندان كه‌ بیشتر دانشمندان مسیحیی است كه آنها هم از این مباحث استقبال می‌كنند. ازدواج و طـلاق، مـشـاوره، پـاسـخ‌هـای از طـریق ایمیل و مشاوره‌های خانوادگی، مسائل روزانه، جماعت و برنامه‌های ایـن گـونـه‌ای آنـجا دایر و فعال است. در صدد هستیم كه دوره‌هـای آموزش اسلام را در همین دو سه ماه آینده، جزء بـرنـامـه‌هـای خـودمان قرار بدهیم. من فكر می‌كنم با این استقبالی كه در مراكز هست، از این دوره‌های آموزشی هم اسـتـقـبال خوبی‌ بشود، البته سركشی به مراكز و بعضی از كـنـفـرانـس‌ها هم جزو برنامه‌های مركز اسلامی هامبورگ‌ می‌باشد. امیدواریم كه ان شاءالله در آینده زمینه‌هایی را فراهم كنیم كه دوستان فاضل و اندیشمندی به اینجا بیایند؛ بدون‌ شك با حضور این دوستان، زمینه علمی یك تحول علمی، دینی معنوی فراهم می‌شود.