ارائه تصویری از وضعیت شیعیان کشمیر در گفتوگو با آقای سیدقلبی حسین رضوی
لـطـفـاً ضـمـن مـعرفی خودتان، مختصری از فعالیتهایی كه انجام میدهید بیان بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی. بنده سید قلبیحسین رضوی اهل كشمیر هستم (كشمیر تحت سلطه هند.) حدوداً 26 سال پیش از طرف معاونت بینالملل سازمان تبلیغات اسلامی برای همكاری دعوت شدم. من این دعوت را با تأخیر حدوداً هشت نه ماهه به ناچار پذیرفتم. من در كشمیر در وزارت اطلاعرسانی یك كارمند دولت بودم. در یك فرمانداری معاونت فرهنگی بهعهده مـن بـود. اما در فرصتهایی كه پیش میآمد با انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی كه در دانشگاه كشمیر بودند فعالیتهای فرهنگی انجام میدادم؛ فـعـالیتهایی تبلیغی در خصوص نهضت امام و انقلاب اسلامی. پس از مذاكرات و مكاتباتی كه بین سازمان تبلیغات اسلامی و بنده صورت گرفت و سرانجام با موافقت انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی، من این دعوت را قبول كردم و در سال 1362 به ایران آمدم. یك سال تهران بودم. چون قبل از اینكه این دعوت را بپذیرم، یك شرطی از طرف من و انجمن اسلامی گذاشته شده بود كه من فقط برای همكاری فرهنگی به ایران نیایم و یك فرصتی برای مطالعه دینی و انقلاب و تاریخ انقلاب برای من مهیا شود. بعد از یك سال سكونت در تهران، آرزوی من از طرف سازمان تبلیغات اسلامی پذیرفته شد. یك مـجلـهای بـه نام «مجله توحید» به زبان اردو و انگلیسی چاپ میشد كه من به همراه پنج شش نفر دیگر در مجله اردو زبان كار میكردیم. بعد دفتر مجله را به قم منتقل كردند. من یك فرصتی پیدا كردم تا در كنار این همكاری، از حوزه هم چند سالی استفاده كنم. بعد از چند سال كه معاونت بینالملل سـازمـان تـبلیغات اسلامی و چند ارگان دیگر در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی متمركز شدند، من هم به آن اداره منتقل شدم. هفت سال به عنوان كارشناس، مترجم و خطاط اردو زبان در آنجا كار كـردم. بـعـد از آن هم مـرا بـه مـجـمـع جـهـانی اهلبیت(ع) منتقل كردند. من حدوداً 5 6 سال در مـجـمـع جـهـانـی اهلبیت(ع) بهعنوان مترجم مشغول به كار بودم و اكثر كتابهایی كه در مجمع جهانی اهلبیت(ع) به زبان اردو ترجمه شد توسط من صورت گرفته بود، بخصوص كتابهای علامه عسكری، آیتالله مصباح یزدی و علامه طباطبائی. من این كتابها را ترجمه كردهام و دهها كتاب نیز به دست من به چاپ رسیده است. حدود دو سال است كه همكاری با مجمع جهانی اهلبیت(ع) را ترك كردهام و الان در مؤسسه نشر آثار مقام معظم رهبری سایت (www.khamenei.ir) فعالیت میكنم. تـرجـمـه زبـان اردو بـرعهده من است. همچنین ویراستاری و ترجمه سخنرانی آقا را انجام میدهم. در كنار این فعالیت، در سایتی به نام (islamquest.net) كه جناب استاد هادوی تهرانی مسئولیت آن را برعهده دارند برنامه اردوی این سایت تحت نظر من است. من بیشتر مطالب این دو سایت را ترجمه و ویراستاری میكنم.
بحمدالله در این مدتی كه قم هستم توانستهام چیزهای زیادی یاد بگیرم. البته من مقدمات را از چهل سالگی شروع كردم و ادعا نمیكنم كه به تمام مسائل دینی اشراف دارم، من در آن حد نیستم. حدوداً 20 سال است كه در بعثه امام و مقام معظم رهبری در موسم حج، بهعنوان مترجم رسمی بعثه و عضو معاونت بینالملل بعثه فعالیت میكنم. ترجمه پیام امام از حج خونین را بنده انجام دادم و پیام مقام معظم رهبری را هر سال به زبان اردو ترجمه میكنم. امسال هم الحمدلله حدود یك ماه و اندی این مأموریت را تا حد ممكن به نحو احسن انجام دادم. اینها فعالیتهای من است و در كنار این، تقریباً هر سال به كشمیر سفر میكنم. شما میدانید كه كشمیر حدوداً 1918 سال است كه اوضاع سیاسی وخیمی دارد. بخصوص 1716 سال اوضاع آنجا خیلی خراب بود. من از 1982 تا سال 1992 ه. دو سال یك بار شخصاً به آنجا میرفتم و شب و روز تبلیغات انجام میدادم؛ عاشقانه و داوطلبانه، احتیاج به مأموریت نداشتم؛ چون حقوقبگیر سازمان و سپس مجمع جهانی اهلبیت(ع) بودم و مشكل مالی نداشتم. بعد از اینكه اوضاع خراب شد، یعنی از سال 1992، به مدت دوازده سال نتوانستم بروم. حدود 65 سال پیش اوضاع منطقه قدری خوب شد و من به آنجا رفتم. مشكلاتی بود، اما الحمدلله مشكل آنچنانی برایم پیش نیامد. الان چهار پنج سال است كه تابستان حداقل سه ماه به آنجا میروم. دو سه سال از طرف سازمان فرهنگ و ارتـبـاطات مأموریت تبلیغاتی داشتم. امسال تصمیم گرفتم حداقل 5 ماه بروم و مأموریت هم نگیرم. اگر از طرف سازمان فرهنگ و ارتباطات بروم و مأموریت آنها را داشته باشم، ممكن است آنـچـنان كه باید كار انجام ندهم و كوتاهی و كمكاری بشود و پیش خداوند مسئول باشم. از اینرو، گفتم اگر آزاد بروم بهتر است. هر چه فـرصت پیدا كردم تبلیغ انجام میدهم. آنجا بیشتر سؤالات در زمینه» شبهات بود. من هم چون بحمدلله درخصوص انقلاب و نهضت امام و مسائل جهانی اسلام، در حد امكان اطلاعاتی كسب كردهام، از آنها استفاده میكنم و آنها را در اختیار مردم و جوانها میگذارم. حتی در دوران مأموریت علاوه بر ترجمه همزمان ملاقاتها و سمینارهای بینالمللی و ترجمه پیام مقام معظم رهبری، مناسك حج را به حجاج شیعه شبه قاره هـند و كشمیر و پاكستان یاد میدهم. تا حد امكان در كاروانهای حجاج كلاسهای مناسك حج برگزار میكنم. دو سال پیش در كشمیر یك كلاس مناسك حج برگزار كردم و تمام شیعیان را كه قرار بود همان سال یا سال آینده حج بیایند، از طریق اعلامیهای كه در روزنامههای پرتیراژ چاپ كردیم دعوت نمودیم. یكشنبهها آنجا تعطیل رسمی است و من در آن روز در مركز شهر در یك سالن اجتماعات بزرگ حدوداً سه چهار ساعت مناسك حج را عملاً نشان میدادم. از این برنامهها خیلیها استقبال و استفاده كردند. به این گونه كارها مشغول هستم. من از دانشگاه كشمیر ادبیات اردو، زبان انگلیسی و كشمیری لیسانس دارم و حدوداً سی و پنج سال سابقه ترجمه و خطاطی دارم.
لطفاً در خصوص ورود اسلام به كشمیر و موقعیت جغرافیایی این منطقه توضیحاتی بفرمایید.
كشمیر از لحاظ جغرافیایی یك منطقه استثنایی در جهان است. شما میدانید كه كشمیر در جهان یك نقطه زیـبـا از لـحـاظ طـبیعت و از لحاظ جغرافیایی است؛ منطقهای سرسبز و شاداب بالاخص در بهار و تابستان و اوایل پاییز. از این لحاظ جای بسیار دیدنی است. یك شاعر فارسی زبان چه شعر زیبایی درباره كشمیر گفته است:
اگر فردوس بر روی زمین است همین است و همین است و همین است
درخـصـوص ورود اسـلام، این امر قطعی است كه اسلام تنها از ایران وارد كشمیر شده. از هیچ جایی از جهان اسلام، هیچ مبلّغی پیش از ایران به كشمیر نیامده؛ این افتخار برای ایران است. برای همین اقبال لاهوری كشمیر را ایران صغیر گفته است. حدود هفت قرن پیش اولین مبلّغی كه به آنجا آمد، سیدی ایرانی بوده به نام بلبل شاه. وی یك عارف بالله بوده. در آن زمان تمام كشمیر كفرستان بود. پادشاه آنجا به نام رنچن شاه، بودا مذهب بوده. بلبل شاه پس از مناظرهای كه با پادشاه كشمیر انجام میدهد - بر اساس آنچه كه تاریخ نوشته - این پادشاه اسلام را قبول میكند و ملت هم كه تابع ایشان بود اسلام میآورد. مسلمان شدن مردم كشمیر از آنجا شروع شد. بعد از آن، حكومت در سطح مردمی از لحاظ فكری و عقیدتی اسلام را در جان و دل مردم كشمیر تزریق كرد. شخصی به نام میر سیدعلی همدانی بهعنوان یك بت شكن و بهعنوان علی ثانی كه در تاریخ كشمیر معروف است، اسلام را ترویج كرد. از آن زمان به بعد كشمیر كاملاً مبدل به یك مملكت اسلامی شد. در مورد بلبل شاه و سیدعلی همدانی یك تحقیقی انجام شده كه آنها شیعه اثناعشری بودند؛ اما آن زمان فقط اسلام را مطرح كردند، خصوصاً سیدعلی همدانی. ما در كشمیر سادات همدانی داریم كه هم شیعه هستند و هم سنی. سنی ادعا میكند كه وی سنیمذهب بوده، شیعه هم ادعا میكند كه او شیعهمذهب بوده است. اخیراً بر اساس یك تحقیقی كه شهید ثالث سید نورالله شوستری انجام داده - و آیتالله صابری همدانی هم از شهید ثالث نقل كرده - این نتیجه به دست آمده كه سیدعلی همدانی شیعه اثناعشری بوده. اما كسانی كه علناً تشیع را ترویج كردند این دو نفر بودند: سیدمیرشمسالدین عراقی (عراق عجم) و حاج سیدحسین قمّی كه هر دو عارف بودند.
در چه سالی؟
سـال دقـیـق ورود آنـها را نمیدانم. سیدعلی همدانی قرن هفتم هجری و سیدمیرشمسالدین عراقی و سیدحسین قمّی همان اوایل یا اواخر قرن هـفتم هجری. اینها علناً شیعه و تشیع را ترویج كـردنـد. در تـاریـخ كشمیر، در یك برهه زمانی، اكثریت قاطع مردم شیعه بودند و حكومت هم شیعی بود. این مسئله ثابت میكند كه از سیدعلی همدانی و بلبل شاه گرفته تا سیدمیرشمسالدین عراقی و آقای سیدحسین قمّی، ترویج تشیع كرده بودند. بعد از آنكه مغولها به هند آمدند، قصد داشتند كشمیر را هم بگیرند. آنها سنی مسلك بودند. چندین بار به كشمیر در زمان پادشاه یوسف شاه چك حمله كردند، ولـی ناكام شدند؛ چون كشمیر درههایی دارد كه دشمن نمیتواند حمله كند. علاوه بر این، حكومت چك از لحاظ نظامی هم قوی بود. كشمیر از لحاظ سوقالجیشی یك منطقه كاملاً محفوظ است. الان هم كه هند دست و پا میزند كشمیر را از دست ندهد بـه خاطر همین مسئله است. مرز شمالی هند را سلـسله كوههای هیمالیا دربر گرفته است. چون مغولها از این طریق نتوانستند به كشمیر مسلط شوند، با یك ترفند و یك فریب، یوسف شاه چك را به دهلی دعوت كردند و بازداشت نمودند. ولی باز هم موفق نشدند كشمیر را بگیرند. لذا تفرقه شیعه و سـنـی را راه انـداخـتـند. سنی اقلیت بود و شیعه اكثریت. این اختلاف خودبهخود كشور را ناكام كرد. این خلاصه تاریخ شیعه است. بعد از آن، جمعیت شیعیان كشمیر تدریجاً به اقلیت مبدل شد.
آیا كشمیر پاكستان هم به همین شكل است؛ یعنی مجموع كشمیر همین وضعیت را دارد؟
من از مجموع كشمیر صحبت كردم. یك قسمتی از آنِ پاكستان است و قسمت اعظم - كه اصل و معروف به كشمیر است - تحت سلطه هند میباشد. هم از لحاظ جمعیتی و هم از لحاظ جغرافیایی، از هر دو صورت، یك سوم آن طرف پاكستان و دو سوم دیگرش طرف هند است و اصل كشمیر كه معروف به دره كشمیر یا وادی كشمیر است، در سلطه هند اسـت. امـا در كـشـمـیـر از لحاظ فرهنگ و زبان تـفـاوتهـای چـشمگیری وجود دارد. مثلاً زبان كــشـمـیــری فـقـط در وادی كـشـمـیــر اســت. پرجمعیتترین منطقه كشمیر همان وادی كشمیر است. ما از كشمیر كه به طرف شمال میرویم، مثلاً در منطقه كارگل و لداخ نه زبانش، نه رنگش و نه نسلش شباهتی به وادی كشمیر ندارد. وادی كشمیر نژاد آرین مثل ایرانی هستند. برای مثال، اگر یك نفر كشمیری از وادی كشمیر به ایران بیاید تا وقتی كه زبان باز نكند هیچ كس نمیفهمد كه كشمیری است یا ایرانی. اهالی منطقه مرز هند، یعنی جامو، اكثریت هندو هستند و زبانشان هم چیز دیگری اسـت. 85 درصـد جمعیت كنونی كشمیر (هند) مسلمان هستند و حدود 15 درصد مسیحی و بودایی و هندو. در بین مسلمانان هم ده درصد بیشتر شیعه نیستند.
وضعیت فرهنگی این ده درصد چگونه است؛ یعنی آیا منع قانونی ندارند كه به ارتش، دانشگاه و نهادهای دولتی وارد شوند؟
خـیـر، هـیـچ منع قانونی ندارند، اما به لحاظ تحصیلی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی وضعیت اسفباری دارند. علتش این است كه اینها به چهار گـروه تـقسیم شدهاند. سران گروه به ظاهر علما هستند و بین مردم نفوذ دارند. این سران گروه یا این خانواده قبلاً علمای خوبی داشتند و با وجودی كه اخـتلافات گروهی بود، خدمت چشمگیری برای تشیع كردند. وادی كشمیر پرجمعیتترین منطقه كشمیر است. اكثر آنها مقلدین امام بودند. این یك نقطه مثبت است. در آن زمان كه امام انقلاب كرد، افـراد خـوبـی درآنـجـا بـودنـد؛ از جـمله مرحوم حجتالاسلام والمسلمین حاج آقای سید یوسف موسوی الصفوی. هر چند اینكه ایشان سرپرست یك گروه بود، اما باسواد و آگاه و مروج مرجعیت امام بود. من متصل به آن گروه نبودم كه بخواهم از جـهـات خـانـوادگـی تـعریفش را بكنم. از لحاظ خانوادگی هر خانوادهای با یك گروه مرتبط است. حقیقت این است كه این شخصیت مروج مرجعیت امام بودند. من شخصاً مرحوم حاج آقا سیدیوسف موسوی الصفوی را میشناختم، نزدیك به ایشان بـودم و خـیلی نزدیك به ایشان كار كردم. بعد از ایـشـان، بـا نـفـوذتـریـن شـخص از لحاظ تعداد مریدانش، مولانا افتخار حسین انصاری میباشند. الان هم درقید حیات هستند. ایشان نیز طرفدار امام و انـقـلاب بودند، در نتیجه اكثریت قاطع وادی كشمیر مقلدین امام بودند. بعد از رحلت امام، ما با انجام فعالیتهایی حضرت آیت الله اراكی را معرفی كردیم و بعد از رحلت ایشان مستقیماً از مقام معظم رهبری تقلید كردیم. الان هم همینگونه است، اما همین طرفداران انقلاب، همین طرفداران ولایت، همین مقلدین امام و همین مقلدین مقام معظم رهبری درباره قمهزنی اختلاف كردند. علتش هم سران گروهها بودند. آنها اهداف خودشان را داشتند. شما باور میكنید بعد از این فتوایی كه آقا صادر كرد، سفیر آمریكا از دهلی به كشمیر رفت و در منازل برخی افراد سرشناس حضور پیدا كرد. معلوم نیست چه صحبتهایی شد و چه مسائلی ردوبدل گردید كه علـیـه ایـن فـتـوا مـوضعگیری كردند. در تمامی حـسـیـنـیههای كشمیر عكس امام و مقام معظم رهبری هست، الان هم هست. وضعیت در آنجا اینگونه هست. اوضاع شیعیان وادی كشمیر الان به گونهای است كه برخی از سران گروهها اگر امام زمان ظهور بكند و خدای نكرده یكی از اینها بگوید كـه ایـن امـام نـیـسـت مردم و مریدانشان قبول میكنند. این مسئله در حد شخصپرستی است. همین مسئله باعث شده به تشیع كشمیر ضربه وارد شود. نتیجه آن، این شد كه شیعیان از لحاظ سواد، از لحاظ اقتصاد، از لحاظ اجتماعی و از لحاظ فرهنگی عـقـبمـانـده باشند. آنها در راستای اهداف این گروهها حركت میكنند نه اهداف اسلام، انقلاب، نهضت امام و ولایت فقیه؛ هرچند خودشان ادعا میكنند ما در ولایت فقیه مقلد آیتالله خامنهای هستیم. این مشكل از اوایل انقلاب وجود داشته است. تا به حال تلاشهای بسیاری برای رفع آن انجام شده است؛ از جمله بعد از پیروزی انقلاب هیأتهایی از ایران به آنجا آمدند. اغلب سران آنها را چندبار به ایران دعوت نمودند و توصیههایی به آنها كردند، اما وقتی برمیگردند و اهداف خودشان را مـیبـینند، همان كاری را میكنند كه قبلاً انجام میدادند. این یك مشكل اساسی شیعیان كشمیر است. تعجبآور است كه همه شیعیان كشمیر اعم از سران گروه و مردم عادی، ظاهراً اعتراف میكنند كه گروهگرایی یك معضل است. اگر این معضل حل شود، دیگر شیعیان كشمیر انتظار ندارند یك كمك مالی از طرف ایران به آنها بشود؛ همان وجوهات مـنطقه اگر صحیح مصرف شود، شیعیان كشمیر سروسامان میگیرند.
در بین شیعیان شبه قاره هند، بخصوص كشمیر، بعضی از شعائر و مناسك، از جمله عزاداریها، خیلی پررنگ برگزار میشود. آیا آنها نسبت به همه شعائر - مثلاً احیای شبهای ماه مبارك رمضان و نیمه شعبان - همینگونه پایبند هستند؟
كم و بـیش شعائر اسلامی را رعایت میكنند. نمیشود گفت كه به نماز و روزه و اینگونه مسائل آنچنان اهمیت نمیدهند. شیعیان در حدی هستند كه عقیده خودشان را در اصل حفظ میكنند، اما عزاداری و عید نوروز بین شیعیان یك ویژگی خاص دارد.
مراسم عید نوروز را هم برگزار میكنند؟
بله. حتی از بعضی جهات بیشتر از ایران. در كشمیر شیعیان 40 روز كار را تعطیل میكنند. البته ایـن كار نتایج بدی به دنبال دارد. قبلاً، برادران اهلسنت به ما تهمت میزند كه شما آتشپرست هستند. درخصوص عزاداری هم اینگونه است. واقـعـاً اگـر از عزاداریها قمهزنی را حذف كنیم عزاداری پرشكوه و خیلی خوبی برگزار میشود، اما متأسفانه از این عزاداریها استفاده بهینه نمیشود. در كـشـمـیـر از لـحـاظ عـقـیـدتـی عزاداری امام حسین(ع) را به نحو احسن احیا میكنند. قبلاً این قضیه قمهزنی آنقدر زیاد نبود، اما الان استعمار تـحـریـك مـیكـنـد، پـول مـیدهـد و افرادی را میفرستد. من 2 تا 3 سال روی این مسئله تحقیق كردم و به نتیجه رسیدم كه در دو طرف افراط و تـفـریـط شده. والله عزاداری خیلی خوب برگزار میشود. آنجا از اول محرم تا اربعین، بلكه تا اواخر ماه صفر این مجالس عزاداری و دستههای عزاداری خیلی خوب و پرشكوه برگزار میشود. اما درباره نوروز، باید خدمتتان عرض كنم كه شیعیان كشمیر اصـلاً نـوروز را بـه عـنـوان سال نو نمیشناسند. نمیدانند فروردین یعنی چه، فقط میدانند كه 21 مـارس نوروز است. اعتقادشان این است كه این نوروز از لحاظ سال شمسی همان روز هجدهم ماه ذیـحـجـه (عید غدیر) بوده كه امام علی(ع) به ولایت رسیده. دلیل این اعتقادشان یك شعر فارسی معروف است:
نوروز شد و جمله جهان گشت معطر
از بوی گل لاله و نسرین و صنوبر
بر تخت خلافت بنشست آن شه سرور
داماد نبی شیر خدا ساقی كوثر
بر اساس یك رسم قدیمی، یك ماه قبل از نوروز، در زمـسـتـان، زنهـای مـحلهها در حیاطی جمع مـیشـونـد و شعر میخوانند. كسی از مردان آنجا نمیرود. زنها دسته جمعی شعر میخوانند. همه شعرها در مناقب اهلبیت(ع)، تجلیل اهلبیت(ع) و ولایت علی(ع) هست. این اعتقاد مردم آن سامان است؛ نوروز را تمام عیار برگزار میكنند. در مقابل نوروز، عید قربان و عید فطر در میان شیعیان نمود چـشمگـیـری نـدارد. این خیلی بد است. فعلاً كه نمیشود كاری كرد. كمكم شروع شد، و بعد از انقلاب اسلامی قشر تحصیلكرده به این فكر افتادند كه ما باید به این عیدین هم اهمیت بدهیم. عید غدیر، هم كم رنگ است. اما چون عید نوروز را به عید غدیر ملـحـق كـردنـد تا حدی به این عید هم بها داده مـیشـود. این مسئله یكی از علل رفتن اسلام و فرهنگ ایران به آنجاست. این هم یك دلیلی است كه شیعیان رفتند آنجا و اسلام را مطرح كردند و نوروز هم از ایران به آنجا رفته، اما یك رنگ مذهبی و عـقـیـدتـی بـه آن دادنـد؛ یـعـنـی هـمـانطـور كه اهلبیت(ع) نوروز را كاملاً رد نكردند و یك رنگ اسلامی و دینی به آن دادند. قرائت دعای «یا مقلب القلوب و الابصار» هنگام تحویل سال نو در همین راسـتـاست. این همان چیزی است كه نشر آن در چهارچوب اسلام و خارج از اسلام بسیار خوب است.
بـه نـظر میرسد در میان شیعیان كشمیر شبكه سادات یك شبكه بسیار مستحكم و قوی باشد. آیا همینطور است؟
بله، همین طور است. قبل از اینكه درباره سادات و غیرسادات صحبت كنم لازم است به این نكته اشاره نمایم كه آن منطقه از كشمیر كه طرف پاكستان است مـتـأسـفـانه سردمداران پاكستان كل آن را كشمیر مـحـسـوب نمیكنند. قسمت اعظم منطقه طرف پـاكـسـتـان را بـه عـنوان مناطق شمالی پاكستان بلـتستان و گلگت میشناسند. از اینرو، جمعیت چشمگیر آنجا را كه اكثراً شیعه هستند جدا كردند. بعد یـك مـنطقه را كه چیزی جز كوهستان و جمعیت محدود و دو سه شهر كوچك بیشتر ندارد به عنوان «كشمیر آزاد» نامگذاری كردهاند. اما به نظر ما و از لحاظ تاریخی، كل منطقه شمالی پاكستان، بلتستان و گلگت كشمیر آزاد همه جزو كشمیر هستند. در این منطقه، شیعیان در بلتستان و گلگت اكثریت قاطع را دارند، اما چون كل این منطقه یك سوم كشمیر را تشكیل میدهد، شیعیان در اقلیت قرار دارند.
امـا در مـورد سؤال شما باید بگویم كه سادات كشمیر، اعم از كشمیر تحت سلطه پاكستان و كشمیر تحت سلطه هند، در میان مردم از احترام خاصی برخوردارند. در كشمیر از نظر تعداد، در درجه اول سـادات رضـوی و در درجه دوم، سادات موسوی هـسـتند. هر دو سادات جدشان از ایران آمدهاند. سادات موسوی اغلب همان اولاد میرشمسالدین عراقی (عراق عجم) هستند و اقلیتی هم سادات همدانی میباشند از سید علی همدانی كه خودشان به سادات حسینی میرسند. سادات رضوی هم از حاج سید حسین قمّی هستند. تقریباً در هر محلهای یك خانواده سادات هست.
آیا اماكن خاص شیعیان در كشمیر وجود دارد؟
ما در میان شیعیان امامزادههای معروف داریم. یـكـی از آنها سیدمیرشمسالدین عراقی است كه شهید شده و در روستای چادوره مزار دارد. یكی دیگر از مـعرفترین اماكن شیعه، مزار حاج سیدحسین قمّی در روستای سعدهپوره است. قدمت تاریخی این مزار و این آستان مقدس، به 600 سال میرسد. من سال گذشته كه به آنجا رفتم دیدم پنجرهكاری آنجا از قـرن ششم هجری موجود است. در كشمیر مقبره سیدعلی همدانی نیست. مزار ایشان در گناب آسیای میانه (تاجیكستان) است. ایشان در كشمیر فقط خانقاه دارد، بهعنوان خانقاه مُعلّا؛ جایی كه وی با هندوها و مرتاضها مناظره كرده است. این خانقاه در قلب شهر سرینگر در كنار یك رودخانه به نام رودخانه جهلم واقع است.
آیا همه شیعیان كشمیر داوزده امامی هستند یا فرق دیگر، مثلاً اسماعیلیها هم در آنجا زندگی میكنند؟
همه شیعیان وادی كشمیر (دره كشمیر) دوازده امامیاند. در منطقه كارگل هم شیعیان دوازده امامی هـسـتـنـد. در مـنطقهای به نام نوبرا یك عدهای نـوربـخـشی هستند. عدهای اسماعیلی در منطقه گلگت داریم. نوربخشها هم دوازده امامی هستند. درخصوص مسئله تقلید با ما فرق دارند. اینها از سیدمحمد نوربخش تقلید میكنند. تقلید از میت را جایز میداند، ما جایز نمیدانیم.
لطفاً درخصوص نهادها و مؤسسات فرهنگی شیعه، حوزههای علمیه كشمیر، و نشریات توضیحاتی بیان بفرمایید.
مـا در كشمیر زیر سلطه هند چهار حوزه علمیه داریم. یك حوزه علمیه به نام جامعه بابالعلم است كه در منطقه بدگام واقع است. همانگونه كه قبلاً عرض كردم، در وادی كشمیر در میان شیعیان دو گروه و دو فرقه بودند: فرقه قدیم و فرقه جدید. فرقه قدیم كه 600 سال قدمت دارد، به سرپرستی یك خاندان انصاری بوده. قدمت تاریخی آنها به سیدحسین قمّی میرسد. جد اینها یكی از انصاران سیدحسین قمّی بوده است. اینها بهعنوان فرقه قدیم معروفند. اما حدوداً 150 200 سال پیش شخصیتی به نام سیدمهدی مـوسـوی از منطقه بدگام به نجف اشرف هجرت مـیكند و بعد از تكمیل تحصیلاتش به وطن باز میگردد. ایشان یك شخصیت مجتهد مسلم، باسواد و صاحبنظر بوده كه حتی مقلدینی هم داشته است. در این شكی نیست، ما هم تأیید میكنیم و تاریخ نیز هـمـیـن را مـیگـویـد. وقـتـی كـه ایشان از نجف برمیگردد، عده اندكی مرید وی میشوند و بعد هم عده بیشتری از مردم كمكم مرید ایشان میشوند. بعد از اینكه آنها موقعیت خوبی در كشمیر به دست مـیآورند، دشمنان سوءاستفاده میكنند و موجب درگیری و اختلاف بین این دو گروه میشوند. بعد از رحلت زعیمهای خانواده هر دو گروه، بین فرزندان آنها اختلافاتی بروز میكند. الان چهار گروه هستند؛ دو گـروه آن طـرف و دو گروه هم این طرف. این خلاصهاش است.
اما در خصوص خانواده آقای موسوی، باید بگویم كه اخیراً زعیم و رئیس این فرقه آقای سیدیوسف الموسوی صفوی(ره) - كه عرض كردم مروج امام بوده - یك مدرسهای را تأسیس كرده به نام جامعة بـابالعلم. علاوه بر این، یك مدرسه هم به نام مدرسه محمدیه بود كه حجتالاسلام والمسلمین حاج آقا سیداحمد رضوی كه یك فقیه و عارف بوده، آن را تأسیس كرده بود. فعالیت این مدرسه بعد از اینكه طلبههایی را آموزش داد تقریباً متوقف شد. در وادی كـشمیر فقط جامعة بابالعلم بود كه هنوز مـانـدگار است. علاوه بر این دو بزرگوار، روحانی دیگری به نام آقا سید محمد از یچهگام، كه یك رجـال و عـالم دیـنـی قـوی و بـاسواد بوده، یك مـدرسـهای را تأسیس میكند و در زمان خودش طلابی را تشویق كرد و به عتبات عالیات و نجف میفرستد. اما همانطور كه گفتم، تنها مدرسهای كه بعداً بهعنوان حوزه علمیه باقی ماند و تا به حال هم هـسـت جامعة بابالعلم بوده. علاوه بر این مدرسه، یك مدرسه دینی بعد از انقلاب یعنی در سالهای 64 یا 65 كه من به قم آمدم، با سعی و تلاشی كه صورت دادیم از طرف مسئولان ذیربط حوزه علمیه قم در محدوده شهر سرینگر، به نام مدرسه علمیه امام رضا(ع) تأسیس گردید. این مدرسه نسبتاً پررونقتر از آن مدرسه قدیم است؛ چون بعد از انقلاب تأسیس شده و یك وضعیت خاصی دارد. علاوه بر این مدرسه دینی، در منطقه كارگل كه منطقه شیعهنشین است، یعنی از جمعیت 150 یا 175 هزار نفری آنجا 95 درصد شیعه هستند، یك مدرسه به نام مدرسه اثنیعشری یا مدرسة اسلامیه وجود دارد كه یك مدرسه قدیمی است. غیر از این مدرسه، در منطقه جامو (در پونچ) چند سـال پـیـش مـدرسـهای علـمـیـه تـأسیس شده. بدینصورت، ما در حال حاضر چهار مدرسه دینی در كشمیر هند داریم كه در حد توان خودشان فعال هستند. علاوه بر این، دو مدرسه دینی خواهران نیز در وادی كشمیر داریم كه یكی تحت نظارت مدیریت مـدرسه امام رضا(ع) و یكی دیگر تحت نظارت جامعه بابالعلم بدگام میباشد.
آیا طلاب این مدارس برای تكمیل تحصیلات به ایران میآیند؟
بله، بعضیها ایران میآیند. هرچند سال یك بار هیأتی از طرف مركز جهانی قدیم (جامعة المصطفی كـنـونـی) بـه هند میرود و از طلاب آن مدارس امتحاناتی میگیرند و بعد هر كس كه پذیرفته شود به ایران میآید. البته چند سال این هیأت نتوانست به كشمیر برود و از اینرو، طلاب آنجا از آمدن به ایران محروم شدند. بعضی از طلاب مستقیماً خودشان میآیند، بدون اینكه اقامت داشته باشند، مشكلات و گـرفـتـاری را هم تـحمل میكنند. اكنون ما از كشمیر، اعم از كارگل و لداخ و جامو و وادی كشمیر، حدوداً 300 400 طلبه (قانونی و غیرقانونی) داریم كه در حوزه علمیه قم تحصیل میكنند.
آیا از خواهران هم هستند؟
بله، البته خواهران همگی به صورت قانونی در ایران تحصیل میكنند.
با توجه به اینكه فرمودید ده درصد جمعیت كشمیر را شیعیان تشكیل میدهند، چه برنامههایی برای تعالیم آموزههای شیعی به كودكان انجام میشود؟
حـدوداً از همان اوایل انقلاب یك حركتی در سطح هند به نام «تنظیمالمكاتب» شروع شده بود. بـا ایـن كار، تعالیم شیعی را در سطح هند تأمین میكردند؛ یعنی در كنار مدارس رسمی، بچهها را دعوت میكردند یكی دو ساعت میآمدند به این مـكاتب دینی. این برنامه در كشمیر هم هست. مـتـأسـفـانه این تشكیلات اخیراً دچار اختلافات داخلی شده است!!
آیا این برنامهها برای اهل سنت هم هست؟
نه، فقط شیعه. اهلسنت برنامههای خودشان را دارنـد. تنظیمالمكاتب برای شیعیان است. البته جامعة بابالعلم هم مكاتبی برای خودش دارد. آقـای افـتـخـارحـسـیـن انصاری «مكاتب معارف اسلامی» دارد و آقای موسوی عباس انصاری هم مدارسی به نام «مؤسسة العباس» دارد.
آموزشها اجباری نیستند؟
نـه، اجـبـاری نـیـسـتـند، اما شیعیان با علاقه فرزندانشان را به آنجا میفرستند. در سطح پایین اصول دین و فروع دین را یاد میگیرند، كمی هم قرآن و تلاوت. الان حدوداً دو سال است كه یكی از طلاب اینجا كه كارشناسی ارشد دارد و نوه دختری مـرحـوم آیـتالله سید احمد رضوی میباشد به كـشـمـیر برگشته و با توجه به نفوذ خانوادگی كه داشته، آنجا با همكاری همسرش كه فارغالتحصیل جامعةالزهرای قم میباشد، یك دارالقرآن تأسیس كـرده اسـت. ایـشـان از طرف سازمان فرهنگ و ارتباطات مأمور شده كه این كار را انجام دهد. اما متأسفانه هیچ كمكی به او نكردند. وی به خاطر فـعـالـیـتهـای شبانهروزی زیاد چندی پیش در بیمارستان بستری شده بود. من كه تابستان سال گذشته به آنجا رفته بودم، در روز نیمه شعبان یك برنامه خاصی داشتند كه از من دعوت كردند در آن مراسم سخنرانی كنم. همانجا بود كه دیدم این بچهها را چگونه تربیت میكند. طلابی كه از اینجا میروند در حد توان خودشان تبلیغ میكنند و یك كار فرهنگی، عقیدتی و دینی انجام میشود؛ اما نه منسجم و هماهنگ و به آن حدی كه ما انتظار و توقع داریم.
آیا مساجد شیعی در آنجا فعال هستند؟
بلـه، اما منظم نیست، یك نظارت كلی وجود ندارد. هر طلبهای در حد توان خودش تبلیغی انجام میدهد.
نماز جمعه و امام جمعه چطور؟
امام جمعه دارد، نماز جمعه هم برگزار میشود. در سرینگر دو سه جا نماز جمعه برگزار میشود كه پــرشـكــوهتــریــن نـمــاز جـمـعــه بــه امـامـت حـجـتالاسـلاموالمسلمین حاج آقا غلام رسول نوری در منطقه باغوان پوره برگزار میشود. ایشان در بین روحانیان كشمیر قویترین سخنرانی است كه جانانه از ولایت دفاع میكند. ایشان وابسته به هیچ گروهی نیست. تمام تحصیلكردههای شهر سـرینـگـر در ایـن نـمـاز جمعه شركت میكنند. الحمدلله نماز جمعه خیلی باشكوه در دو جای دیگر نیز برگزار میشود.
مـتـأسفانه بین ائمه جماعت ارتباط و انسجام چـنـدانی نیست. آیا همینطور است؟
بله، از این نظر ما خـیلـی مشكل داریم. به غیر از ائمه جماعت، حتی مبلّغانی هم كه از اینجا اعزام میشوند با یكدیگر انسجام و ارتباط مناسب ندارند.
آیـا مؤسسات فرهنگی شیعی هم در آنجا فعال هستند؟
از لحاظ تشكیلات فرهنگی 3 تا 4 گروه فعالیت دارنـد. فـرقـه جـدیـد (گـروه خـانـواده موسوی) تـشكیلاتی به نام انجمن شرعی شیعیان كشمیر دارنـد كـه اخـیراً بعد از رحلت مرحوم سیدیوسف الـمـوسـوی، انشعاب كرده، برنامههای ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) و نیز شبهای احیا را برگزار مـیكنند. گروه مولانا افتخار حسین انصاری هم بـرنـامـههـای خودشان را برگزار میكنند؛ به نام تشكیلات خودشان. یك گروهی است به نام آقای عـبـاس انـصـاری كـه تـشـكـیلاتی با نام «اتحاد المسلمین» دارد. همانطور كه گفتم ایشان مكاتب دینی هم به عنوان «مؤسسة العباس» دارد. غیر از این 3 تا 4 گروه، شیعیان كشمیر یك سری تشكیلات آزادانـه دارنـد كـه مـرتبط با این گروهها نیست. بزرگترین تشكیلات فرهنگی، آموزشی، مؤسسه آموزشی كشمیر است. عنوان شیعه ندارد، اما برای شـیـعـیــان اســت. در ایـن مـؤسـسـه بـرخـی از تحصیـلكـردهها، اساتید دانشگاه، حقوقدانان، مهنـدسـان و معلمـان شیعـه عضـو هستنـد. این تشكیلات حدود 35 سال پیش تأسیس شده است. من خودم 6 سال مسئول تبلیغات این مؤسسه و از اعضای آن بودم. این تشكیلات حدوداً 22 مدرسه رسمـی دارد؛ مـدارس غیـرانتفـاعی (دبیرستان، دبستان و راهنمایی.) در این مدارس مراسم ولادت و شهادت ائمه را هم برگزار میكنند. غیر از این تشكیلات، یـك تشكیلاتی بهعنوان «اداره نشر علوم اهلبیت(ع)» داریم كه جوانان تحصیلكرده در آنجا فعالیت میكنند. آنها بخصوص مراسم ایام الله 22 بهمن و رحلت امام را برگزار میكنند. البته مـراسم رحلـت امام توسط انجمن شرعی و شیعه ایـسـوسـیایـشـن و انـجمن اتحادالمسلمین، كه مـعـروفتـریـن گـروههـای شـیعیان وادی كشمیر مـیبـاشـنـد نـیـز بـرگزار میشود. اداره نشر علوم اهـلبـیـت(ع) هـر سال رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را دعوت میكند و مراسم سالگرد امام را در یك جایگاهی خاص، مثل مركز شهر سرینگر در یـك تـالار برگزار میكنند. در كارگل مراسم خیلی باشكوه برگزار میشود؛ از جمله مراسم ایام الله روز قدس، رحلت امام، روز زن و سالگرد انقلاب. در آنجا یـك مـؤسـسـهای بـه نـام مـؤسـسـه یـادبود امام خمینی(ره) وجود دارد كه بعد از رحلت امام تأسیس شـده اسـت. این مؤسسه تمام منطقه را از لحاظ سـیـاسـی، اجـتـماعی، فرهنگی و آموزشی كنترل میكند. اگر جایی را بخواهیم مثال بزنیم كه انقلاب ایران صد در صد در آنجا صادر شده است میتوانیم منطقه كارگل را نام ببریم. آقای شیخ حسین ذاكری كه یك روحانی ولایی تمام عیار است؛ بنیانگذار و سـرپـرسـت این مؤسسه است كه خودش را وقف انـقـلاب كرده. همین مؤسسه یادبود امام خمینی نتیجه فعالیتهای ایشان است.
در ایران برخی از مؤسسات هستند كه فقط كارهای خـیـریـه انجام میدهند؛ یعنی برای خدمت به محرومان تأسیس شدهاند. آیا در كشمیر با توجه به ایـنـكه فرمودید شیعیان از نظر اقتصادی وضع مـناسبی ندارند نهادهای خودجوشی هستند كه بتوانند امور شیعیان را بر عهده بگیرند؟
همانگونه كه عرض كردم، برخی بچههای شیعه كه استعداد درس خواندن دارند و از خانواده فقیر و مـحتاج هستند توسط مؤسسه ایجوكیشیلترست كشمیر تأمین میشوند. الان هم همینگونه هست. غـیـر از ایـن، بـنـیـاد امـام حـسین(ع) هست كه بـیـمـارستانی تأسیس كرده به نام بیمارستان امام حسین(ع.) در كشمیر كار منظم و تشكیلاتی تمام عیار در این خصوص انجام نمیشود. مردم عاشقانه بـرای اهلبیت(ع) پول میدهند، اما تشكیلاتی نـیـسـت كـه از ایـن پـولهـا استفاده بهینه بكند. هزینههای هنگفتی برای ساخت حسینیهها خرج مـیكـنـنـد. هـمـیـن چهار گروهی كه عرض كردم حسینیههایی ساختهاند كه شما مثل آنها را در ایران نمیبینید؛ مثل حسینیه بدگام، حسنآباد، حسینیه احمدپوره و حسینیه جدیبل. میلیاردها روپیه خرج كردهاند برای حسینیه كه سالی دو سه بار بیشتر از آن اسـتـفـاده نـمـیشود. از این ساختمانها استفاده اجـتـمـاعـی و اسـتـفـاده اقتصادی نمیشود. یك مـركـزیتی برای خودشان درست كردهاند. باز هم الحمدلله مراسم عزاداری در آنها برگزار میشود. این بد نیست، اما میتوانست بهتر از این باشد.
موقوفات چقدر در كشمیر فعال هستند؟
در كشمیر موقوفات شیعه كنترل واحدی ندارد. آنجا از لحاظ قانونی موقوفات باید زیرنظر دولت باشد، اما شیعیان جنگیدند و گفتند موقوفات ما نباید زیرنظر دولت باشد. از اینرو، موقوفات شیعه جدا هـسـت، آزاد هـسـت. آقای افتخارحسین انصاری موقوفاتی دارد. خاندان موسوی بدگامی موقوفاتی دارند، آقای عباس انصاری هم موقوفاتی دارد. اینها موقوفات خودشان را دارند. بعضی جاها آزادانه برای مـسـجـدهـا موقوفاتی هست. برخی هم حسینیه ساختهاند. كل موقوفات شیعه آنجا متمركز نیست. اگر به صورت تشكیلاتی منظم درمیآمد، اصلاً شیعه مشكل مادی و مالی نداشت.
با توجه به اینكه شما سابقه 20 یا 21 ساله سفر تشرف به حج را دارید، چه تفاوتی را در نگرش اردو زبانها در مـواجـهـه با شیعیان دیگر كشورها مشاهده كردهاید؟ به عبارت دیگر، امروز با 20 سال قبل چه تفاوتی كرده است؛ روند رو آوردن اردو زبانها به این سفر زیارتی بیشتر شده یا كمتر؟
در كل، در شیعیان شبه قاره در ظرف این 20 سال تفاوت چشمگیری مشهود هست. آنها روز به روز این اعتقاد را پیدا میكنند كه اگر جمهوری اسلامی ایران نبود ما نمیتوانستیم آنطور كه باید و شاید به زیارت ائـمـه بـقیع و حضرت رسول(ص) مشرف شویم. شیعیان به بعثه امام (در زمان امام) و بعثه مقام معظم رهبری رفتوآمد میكنند و وحشتی كه قبلاً داشتند سال به سال كمتر شده. همین امسال 4 تا 5 كاروان را در مدینه منوره دعوت كردیم و با حضور پانصد نفر، یك همایش برگزار كردیم و یكی از علمای بعثه صحبت كرد و من هم ترجمه كردم. برنامه ریزی با من بود. مجری برنامه هم من بودم. بعد هم به شركتكنندگان هدیهای شامل چند جلد كتاب، یك سیدی و یك تسبیح دادیم. این كار اثرات مشهود دارد. الان شیعیان نه فقط از شبه قاره و اردو زبان، بلكه از تمام نقاط جهان آزادانه به بعثه میآیند. سـنـیهـا هم میآیند، بحث میكنند. بسیاری از سنیهای تحصیلكرده آمدند و در ظرف دو جلسه اعلام تشیع كردند. ما بعضی اوقات از ساعت هشت صبح شروع به كار میكنیم و تا پاسی از شب مشغول هـسـتـیم. اصلاً تعطیلی خبری نیست. بعضی از اوقات شده كه تا ساعت 5/2 شب مشغول میهمان بودهایم. ما یك كاروان پاكستانی به نام منتظرین امـام مـهـدی(عـج) داریم كـه 200 نـفـر هستند. سیدناصرعباس نقوی كه یك جوان حزباللهی، ولایـی و مـقلـد آقـاسـت، از طریق روزنامههای پاكستانی اعلام میكند كه فقط مقلدان آقا بیایند. این به معنای این نیست كه ما برای مراجع دیگر احترام قایل نیستیم، اما محدودیتهای مناسك و احكام شرع داریم. همه 200 نفر تحصیلكرده و آگاه به سیاست زمان و ولایی سرسخت هستند. ما اینها را دعوت میكنیم. یك روز بدون ترس و وحشت به بعثه میآیند. خلاصه كلام اینكه شیعیان جهان، از جمله شیعیان شبه قاره، مركز امید و آرزوی خودشان را بعثه آقا در مكه و مدینه میدانند. با این اعتقاد میآیند. مسائل شرعی و احكام شرعی را میپرسند. من شخصاً بعد از ساعت 11 الی 12 شب میروم به كاروانهای آنان 2 تا 3 ساعت مناسك حج را برای آنها میگویم. امروز اوضاع خیلی فرق كرده، آن زمان گذشت، الان خیلی آگاه شدهاند. مراسم روز برائت را در عرفات برگزار میكنیم، در حد امكان میآمدند آنجا. الان دو سه سال است كه پاكستانیها (همین كـاروان مـنـتـظرین امام مهدی(عج)) برائت از مشركین را در كاروان پاكستانیها برگزار میكنند. پیام آقا را كه ما ترجمه و چاپ كردهایم میبرند آنجا و یك نفر آن را میخواند.
به عنوان حسن ختام اگر صحبتی باقی مانده است كه لازم میدانید گفته شود لطفاً بیان بفرمایید.
شـیـعـیــان شـبــه قـاره، بـالاخـص شـیـعـیـان تحصیلكرده، باسواد، انقلابی، دلسوز مكتب تشیع و مكتب حضرت امام جعفر صادق(ع) كشمیر، از جمهوری اسلامی ایران بخصوص از مقام معظم رهبـری انتـظـار دارنـد كـه اقداماتی برای معضل گروهگرایی انجام دهند. این یك مصیبت بزرگی هسـت. ایـن غده سرطانی سبب شده كه شیعیان كشمیـر عقب بمانند. علاج این مشكل در دست روحانیان دلسوز آنجا نیست. اما مقام معظم رهبری و جمهوری اسلامی ایران را همه قبول دارند. اگر ایشـان یـك اقـدامـی بكننـد، یـك نمایندهای را بفرستند و این نماینده توصیههایی را به آنها بكند حتماً مؤثر خواهد بود. اگر نماینده آقا میتوانست به هند بیاید كه قرار بود یك نفر را بفرستند كه متأسفانه نشد - و در دهلی مستقر میشد، شاید این مسائل تا حد زیادی حل میشد. از دور نمیشود مسائل را كنترل كرد. اگر بعضی از اوقات این روحانیان را هم بـه اینجـا دعـوت كننـد و مستقیمـاً از طـرف آقا صحبـتهـایـی بشـود، اینها نمیتوانند سرپیچی بكنند.
از ایـنكـه در ایـن گفـتوگـو شـركـت كـردیـد سپاسگزاریم