صفحه اصلی   پيوندها   ارتباط با ما   آرشیو   عالمان شيعه   RSS2    العربیه English


   

تاریخ  :  ٠٦  ارديبهشت  ١٣٨٨ کد  :  ٢٣٣٧  
 
شیعیان پیشگامان تقریب مذاهب اسلامی‌؛ ‌گفت‌وگو با آیت‌الله محمدعلی تسخیری‌
اشاره‌
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در سال 1369 هـ. ش، به دستور مقام معظم رهبری و انتصاب دبیر كل و اعضای شورای‌ عالی از سوی معظم له آغاز به كار نمود و اركان آن عبارتند از: مجمع عمومی، شورای عالی و دبیر كل.
اهم فعالیت‌های مجمع عبارتند از: مركز تحقیقات علمی مجمع، دانشگاه مذاهب اسلامی، كنفرانس‌های بین‌المللی وحدت‌ اسلامی، بـرگزاری دوره آموزشی تربیت مبلّغ تقریبی، برگزاری دوره آموزشی سفیران تقریب، اطلاع‌رسانی و شبكه اینترنت و ...
آیت‌الله محمدعلی تسخیری، دبیر كل مجمع و از سرشناس‌ترین چهره‌های تقریبی جهان اسلام، در سال 1323 هـ.ش مطابق‌ با 1364 هـ. ق در نجف اشرف در یك خانواده روحانی متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در نجف گذراند و دروس‌ حوزوی را از محضر آیات شهید سیدمحمدباقر صدر، سیدمحمدتقی حكیم، شیخ صدرا بادكوبه‌ای و شیخ مجتبی لنكرانی فرا گرفت. همزمان دروس دانشگاهی را در رشته ادبیات عرب و فقه و اصول در دانشكده فقه نجف فرا گرفت و در سال 1350 هـ. ش به حوزه علمیه قم راه یافت و در محضر آیات گلپایگانی، میرزا هاشم آملی، وحید خراسانی تحصیلات عالیه حوزوی را گذراند. وی از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون مسئولیت‌های گوناگون فرهنگی را در داخل و خارج كشور به عهده داشته و در ده‌ها مركز و شورای فرهنگی و اسلامی عضویت داشته است كه برخی از مهم‌ترین آنها، عبارتند از: رئیس سازمان فرهنگ‌ و ارتباطات اسلامی، دبیركل مجمع جهانی اهل‌بیت(ع)، مشاور مقام معظم رهبری در امور فرهنگی جهان اسلام، عضو مجمع‌ فقه اسلامی جده، نایب رئیس اتحادیه جهانی علمای اسلام و دبیركل مجمع تقریب مذاهب اسلامی. آیـت‌الله تسخیری تاكنون با حضور در صدها همایش و محفل اسلامی - مذهبی و تألیف ده‌ها كتاب و مقاله، در گسترش جریان‌  تقریبی و وحدت هرچه بیشتر امت اسلامی نقش به‌سزایی داشته است.
هر ساله همزمان با ایام ولادت نبی‌اكرم(ص)، كنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی با حضور اندیشمندان سرشناس جهان اسلام‌ برگزار می‌شود. بیست و دومین دوره این كنفرانس با شعار «امت اسلامی؛ چالش‌ها، راهكارها» ، 23 لغایت 25 اسفند 1387 در تهران برگزار شد. بـدیـن منـاسبـت پیـرامون برخی مسائل و دستاوردهای فعالیت‌های تقریبی، با دبیركل‌ مجمع تقریب مذاهب اسلامی به گفت‌وگو نشستیم.
 
ضمن تشكر از مساعدت شما، با توجه به ضیق وقت، حضرتعالی فعالیت مجمع را چگونه ارزیابی می‌نمایید؟
بنده معتقدم كه مجمع تقریب در این مسیر تا حد زیادی موفق بوده. این ایده را از تهران به كل جهان اسلام منتقل كرده و استقبال علمای جهان اسلام از آن خوب بوده است؛ چون این ایده با تعالیم اسلام، هدف‌های قرآنی، هدف‌های سنت و رفتار ائمه(ع) كاملاً منسجم بوده و من معتقدم با اصل منطق انسانی هم سازگار است و لذا احساس می‌كنم كه استقبال خوبی شده‌ است؛ علمای جهان اسلام از مجامع بین‌اللملی علمی و حتی از مجامع سیاسی نسبت به این ایده رفتار مثبتی از خودشان نشان‌ داده‌اند.
 
‌آیا تقریب در همه زمینه‌ها و شئون اسلامی از قبیل اعتقادات، اخلاق و... است، یا اختصاص به دانش فقه‌ دارد؟
نه، تقریب فقط در فقه نیست؛ انحصار ندارد. اصلاً عرض كردم، تقریب یك منطق انسانی است. هر انسانی وقتی می‌خواهد با انسان دیگر برخورد كند، سعی می‌كند زمینه‌های مشترك را پیدا كند و این زمینه‌ها را توسعه بدهد و بعداً هم همكاری در اجرای این زمینه‌های مشترك. پس می‌بینیم كه تقریب یك حركت انسانی است. این حركت انسانی هرچه زمینه‌های مشترك‌ بیشتر داشته باشد، فعال‌تر می‌شود، مثلاً ما با شیعیان زمینه‌های مشتركمان خیلی عظیم بـوده، گواینكه بین علمای ما اختلافاتی‌ هست. سنی‌ها هم زمینه‌های مشترك زیادی دارند. خوب ما با اتباع و ادیان زمینه‌های مشترك داریم و اصلاً دنبال زمینه‌های‌ مشترك رفتن، منطق قرآنی است. قرآن می‌فرماید: «قُل‌ یا أَهلَ الكِتَابِ تَعَالَو‌‌ا‌ ‌إلَی كَلَمَة سَوَاء بَینَنَا وَ بَینَكُم...» ‌پس می‌بینیم كه‌ اصلاً قـرآن دعـوتش، دعوت اعتقادی است و فقط در زمینه‌های فقه نیست. در زمینه تمدن هست، در زمینه‌های تاریخ هست، در زمینه‌های اعتقادات هست؛ در همه زمینه‌ها مسئله تقریب مطرح است.
  
 
با توجه به اینكه حضرتعالی فرمودید كه منطق تقریب منطق انسانی است، انسان‌ها از جهاتی مرز و جغرافیا و مذهب نمی‌شناسند، اما به نظر می‌رسد در این زمینه، شیعیان از دیگر فرق و ادیان، به ظاهر پیشروترند. آیا تصدیق می‌نمایید؟
ایـن طبیعی است؛ چون اهل بیت(ع) بیشتر اسلام را شناختند (اَهلُ البیت اَد‌‌ری بِما فی البَیت - بحارالانوار، ج 78، ص 273) و بیشتر و نزدیك‌تر به منطق قرآن و منطق پیامبر اكرم(ص) هستند و می‌بینیم كه رفتار ائمه(ع) چه با ائمه مذاهب دیگر و چه با افرادی كه از پیروان خودشان نبودند، رفتار تقریبی بود. امام صادق(ع) با آن چهار هزار شاگرد چگونه رفتار می‌كرد كه عاشقش‌ بودند؛ با اینكه شاید یك سوم شاگردانش شیعه بودند، البته اگر بخواهیم كمی مبالغه كنیم، اكثراً شیعه نبودند، ولی عاشق امام و رفتار امام بودند. لابد امام یك رفتار تقریبی و یـك بـرخورد انسانی - اسلامی داشت كه اینها این‌طور عاشق بودند.
 
تلقی بعضی این است كه منطق تقریب، منطق ضعف است، در حالی‌كه حضرتعالی می‌فرمایید این نوع نگاه‌ نقطه قوت است. لطفاً توضیح دهید.
بله، این نقطه قوت است. ما وقتی كه می‌گوییم قرآن سعی می‌كند منطق وحدت و منطق اخوت را گسترش دهد (انمّا المؤمنون‌ اخوة)، سعی می‌كند منطق عقلانی را گسترش دهد، منطق گفت‌وگو را (وَلَا تُجَادِلُوا أَهلَ الكِتَابِ إِلّا بِالّتِی هِی أَحسَنُ) بین‌خودتان‌ دیگر از باب اولاست و وقتی كه قرآن و پیغمبر این منطق را دارد، هرچه ما نزدیك به این منطق بشویم، یعنی نقطه قوت‌ بیشتری داریم. لذا آنهایی كه ادعا می‌كنند اگر ندای تقریب می‌دهیم، مـعـنـایش نقطه ضعفی در موضعمان است، آنها تقریب را نشناختند و خیال می‌كنند تقریب به معنای عقب‌نشینی از اعتقادات یا از مواضع، حتی فقه اسـت. ایـن‌طـور نیست، ما تقریبی‌ها داعی این هـسـتیم كه همه به اعتقاداتشان و به اصولشان بچسبند و بر این نكات اساسی‌شان تأكید كنند، ولی دنبال نقاط مشترك‌ باشند تا نقاط اختلاف. ما با اهل سنت شاید در 95 درصد زندگی مشترك هستیم؛ در اعـتـقادات فقه. متأسفانه بعضی‌ها 95 درصد را فراموش می‌كنند و سعی می‌كنند كه روی 5 درصد متمركز شوند. اختلاف هم طبیعی است و اختلاف اجـتـهـادی و اخـتلاف دید است؛ زاویه‌های دید مختلف است. طبیعی است، نوع استنباط مختلف اسـت. من می‌خواهم بگویم كه تقریب‌  خودش نقطه قوت است و مطرح كردنش كاشف از نقاط ضـعـف نیست، بلكه كاشف از منطقی بودن یك مذهب و عقلانی بودن‌ آن است و ائمه اطهار(ع) نقش عقل را در بین ما قوی‌تر و قوی‌تر تأكید كردند به تبعیت از قرآن كه قرآن نقش عقل را اساسی‌ در برخورد یك انسان دارد.
 
آیا با توجه به روایات رسیده از ائمه اطهار(ع) (صَلوا فی عشائِرهم وعُودوا مَرضاهُم وَاشهَدوا جَنائِزُهم و ...) اشاره به همین منطق انسانی - تقریب - دارد؟
قطعاً، بعضی از شیعیان می‌خواستند از جامعه جدا شوند و بعضی از اصحاب حتی می‌خواستند مسئله تبرّی را فی‌مابین‌ مسلمانان مطرح كنند. در احادیث ما احادیث زیادی هستند كه اشخاصی از امام سؤال می‌كنند كه ما می‌خواهیم تبری بجوییم‌ از آنان، امام فرموده كه چرا از آنان تبرّی می‌جویید، عرض كردند رأیشان عین رأی ما نیست، ما به شما اعلم هستیم از آنها، پس باید تبرّی بجوییم، امام در جوابشان می‌فرماید اگر معیار اعلمیت است، ما به خودمان اعلمیم از شما. پس ما باید از شما تبرّی بجوییم، ما كه خودمان بهتر از شما آشنا هستیم. منطق این نیست كه هر كه اعلم است از كسی كه علم كمتری دارد، تبرّی‌ بجوید. یعنی ائمه سعی می‌كردند كه شیعه در قلب جامعه و الگوی جامعه باشد (انّا لانعدّ الرَجل مُؤمناً حتی یكون لِجمیعِ اَمرنا متبعاً مریداً اِلاّ وانّ مَن اتباع اَمرنا ... - الكافی، ج 2، ص 78) یعنی ائمه می‌خواستند هم شیعیان تمیز به وَرَع و تقوا و اجتهاد داشته باشند و هم در قلب جامعه باشند، در رگ‌های جامعه مثل خون تازه باشند و بروند جنایزشان را تشییع كنند، نمازهایشان را حاضر بشوند (مِن صلّی مَعهُم فی الصّفِ الاَولِ كانَ كَمَن صلّی خَلفِ رسول‌الله(ص) ـ كافی، ج 3، ص 380) بـعـضی‌ها می‌گویند این تقیه است، صلاه خلف رسول الله، چه منطق تقیه است؟ این مسئله با جامعه بودن است، خود را جزء جامعه قرار دادن است، عدم انزوا از جامعه است. بعضی‌ها متأسفانه افراط‌گر هستند. به من بعضی‌ها می‌گفتند كه ما حاضر نیستیم آب وضوی ما در یك جوی با آب وضـوی سـنـی‌هـا جاری شود. گفتم یعنی تو آدم افراط‌گری، تو از امام صادق(ع)، امام‌ صادق‌تری؟ امام صادق(ع) می‌گوید شما برو در صف اولشان نماز بخوان و در قلب یك جامعه باش. آن وقت جنابعالی آب‌ وضویت با آب وضوی دیگر مذاهب در یك جوی جاری نمی‌شود؟ این افراط‌گری است و افراط هم در هر چیزی وارد بشود، خراب می‌كند. افـراط در تـشـیع مصیبت است، افراط در تسنن وهابیت و مصیبت است. افراط حتی در عبادت به جای اینكه‌  مفید باشد رهبانیت است، افراط در علم و تقدیس علم، علم را حجاب می‌كند به قول امام و با اینكه نور است، ولی حجاب‌ می‌شود.
 
حضرتعالی برخی افراط‌گری‌ها، چه از سوی اهل تـسنن و چه از سوی شیعیان را چگونه تحلیل می‌كنید؟ لطفاً مواضع جدید قرضاوی را تحلیل نمایید.
افراط‌گری در هر چیزی ضرر و مرض است و می‌بینیم كه القاعده به اهل سنت چه ضربه‌هایی زدنـد و چـه‌ افـراطـی‌گـری‌های شیعیان فاطمی، اسماعیلی‌ها تحت سرپرستی حسن صباح، چه رعبی در جهان اسلام در قرن پنجم به وجود آوردند و روحیه جهان اسلام را خراب كردند و زمینه‌ای فراهم كردند برای حمله‌های صلیبی‌ها. حمله‌های صلیبی در اول قرن‌ ششم هجری شروع شد. قبل از این حمله‌ها، این تروریست‌ها در جهان اسلام حركت كردند. من معتقدم رفتار آنها با رفتار القاعده امروز هیچ فرقی ندارد. افراط در هر چیزی ضربه می‌زند در آن چیز؛ من معتقدم ما در مسیر تقریب ضد افراطی هستیم. اما مسئله قرضاوی، من معتقدم قرضاوی یك عمری را در راه تقریب طی كرده و خدمات زیادی را در زمینه تـقریب‌ انجام داده. متأسفانه در شرایط اخیر، ما رفتیم دیدم كه اطرافش را عده‌ای از منحرفان و افراد افراطی و حتی از افراد خانواده‌اش گرفته‌اند و این شیخ را وادار به این موضع‌گیری‌های غیرصحیح و افراط‌گر كردند. حتی خودش از مواضع خودش هم‌ عدول كرده بود، یعنی به عنوان مثال، خودش در یك جایی حدیث ...( ستفرّق امتی عَلی ثلاث وسبعین فرقة اثنتان وسبعون فی‌ النار و واحدة فی الجنة و هی الّتی ... ـ بحارالانوار، ج 28، ص 13 به نقل از روضه كافی) را مناقشه كرده. ببینید حدیث‌ مخرب است، یعنی روح بدبینی بین همه فرق؛ چون همه فرق می‌دانند كه خودشان برحق هستند، پس دیگران باطل و در جهنم هستند (واحدة فی الجنة و الباقي في النار) خودش مناقشه كرده بود؛ هم سنداً و هم متناً و این حدیث هم در روایت ما خیلی قوی نیست، یعنی در كتب اربعه ما نیامده است؛ مگر در روضه. در روضـه هم در سندش حرف است و هم در متنش‌ اضطراب زیادی هست. ما برای این حدیث اهمیت قایل نیستیم. اهل سنت با اینكه بعضی از منابع‌شان با سند صحیح آوردند، ولی در صحاح نیامده و جای اعـتراض هم به محمد بن عَمر لیسی، راوی این حـدیـث، زیـاد اسـت. بـر هـمین اساس، ابن‌حزم‌ می‌گوید این حدیث موضوع است، الوزیر می‌گوید ایـن حدیث ارزش ندارد، یعنی خودشان هم قایل نـیـسـتـنـد، ولـی مـی‌بـیـنـیم‌ قرضاوی مجدداً در صحبت‌هایش استنادش به این حدیث بود. من در یك جلسه‌ای با حضور قرضاوی و اركان ستادش در سطح جهان، ده ساعت در قطر به مناقشه نشستم و به آنـهـا ثابت كردم كه شما هم بر خلاف حرف‌های خودتان اقدام كردید و  هم بر خلاف واقعیت عمل كردید. شما به شیعه تهمت بدعت می‌زنید، می‌دانید بدعت یعنی چه؟ بدعت این نیست كه اگر فردی با فرد دیگر اختلاف دارد، او را به بدعت متهم كند. در این صورت، باید همه علمای جهان اسلام به دیگران به چشم‌ مبتدع نگاه كنند. بدعت آن است كه خلاف اجماع مسلمین یك رفتاری انجام شود. تفسیق هم همین‌طور، یعنی ما نمی‌توانیم به‌ هر طرفی كه به رأی ما عمل نمی‌كند بگوییم تو فاسقی، چون خلاف اسلام عمل كردی. این تفسیق نیست، وگرنه باید همه علما كه اختلاف دارند، پیروان دیگر علما را فاسق بنامند. این‌طور نیست. تفسیق آن است كه رفتاری خلاف اجماع مسلمین انجام‌ شود و صاحب آن رفتار را فاسق می‌نامند. من یك یك اینها را به آنها گفتم و همه آن شبهاتی كه در ذهنشان بود، سعی كردم‌ بزدایم و واقعاً پاسخی نداشتند و الحمدلله به توافق رسیدیم كه فعلاً این مسائل را بخوابانیم و بـدانیم كه محرك این مسائل، دشمن است؛ چه بخواهیم بدانیم یا ندانیم.
 
شما حوادث اخیر مدینه را چطور ارزیابی می‌كنید؟
من واقعاً از حوادث مدینه خبر ندارم. تحقیق هم كردم به جایی نرسیدم، حتی بعضی از منابع این خبر را قبول نكردند. ولی در مجموع، این رفتار اصلاً رفـتـار بـدی اسـت. رفـتار وهابی‌ها در عربستان متأسفانه تحریك‌كننده است و ما تقریبی‌ها دائماً پیروان همه مذاهب را دعوت می‌كنیم كه رفتارهای تحریك‌آمیز انجام ندهند؛ چه شیعه و چه سنی. مثلاً اهانت‌ به مقدسات تحریك‌آمیز است، رفتارهای جشن و سرور در روز عاشورا تحریك‌آمیز است، ما هـر دو رفـتـار را مـحكوم می‌كنیم و معتقدیم كه ضربه‌های عظیمی به وحدت امت اسلامی می‌زند و بالاخره نمی‌بایست این رفتارها انجام بگیرد. رفتار هیأت امر به معروف و نهی از منكر، استفاده از رفتارهای تند و خشن و بی‌منطق است و ما این را محكوم می‌كنیم، ولی اینكه ابعاد این‌ حوادث به همین شكلی كه گفته شد هست یا نه، من واقعاً نمی‌دانم.
 
 
 
بعضی از پدیده‌ها مثل روز عید فطر و عید سعید قربان، اختصاص به جهان اسلام دارد. تلاش‌های حـضـرتـعـالـی‌ در سـال‌های اخیر در خصوص یكپارچه‌سازی آن در كشورهای اسلامی، به جایی رسیده است یا نه؟
بله، البته ما برای وحدت شروع ماه‌های قمری در كنفرانس‌های زیادی حاضر شدیم. حتی بعضی از ایـن كـنـفرانس‌ها علمی بود، مثل كنفرانسی در مجمع‌الفقه جهانی و یك كنفرانسی هم بود با حضور فقها و كارشناسان فلكی. دو یا سه مانع بزرگ وجود دارد:  یكی اختلاف فتاوا در وحدت و تعدد آفاق. خود اهـل سـنـت بـینشان اختلاف هست؛ سه مذهب حنفی، مالكی و حنبلی به وحدت‌ قایل هستند و مذهب شافعی قایل به تعدد آفاق است. علمای ما هم اختلاف دارند. بعضی‌ها قایل به وحدت هستند، مـثـل‌ مـرحوم آقای خویی، مرحوم آقای صدر و بعضی‌ها هم قایل به تعدد، مثل مرحوم حضرت امام(ره) یا مقام معظم رهبری و دیگران. بنابراین فتاوا اجازه نمی‌دهند كه این مسائل حل شود. یكی از موانع دیگر، فتاوای مربوط به امكان اثبات روِیت با وسایل تكنولوژی نو یا با چشم عادی و غیرمسلح است. مانع سوم هم اینكه خود كارشناسان فلكی اختلاف دارند و مطمئن‌ نیستند كه می‌توانند امكان روِیت را مشخص كنند. آنها می‌گویند ما می‌توانیم تا هزار سال دیگر را هم مشخص كنیم‌ كه این قمر از محاق در آمده است، ولی آیا قابل روِیت است یا نه، این را نمی‌توانیم مشخص كنیم؛ چون در قابلیت روِیت، هم‌ زاویه دید و هم موقعیت ماه و هم نوع فضا و ذرات فضا اثر دارند. علی‌رغم اینكه مجامع بین‌اللملی فتاوای اكثریتی در خصوص‌ لزوم وحدت عیدین در جهان اسلام صادر كردند، ولی این مسئله عملی نشد. به نظرم یكی از موانع عملی شدن آن، مواضع‌ سیاسی كشورهای اسلامی و اهدافی است كه در این زمینه دارند. بر این اساس، واقعاً دنبال این وحدت دیگر نیستیم و مانعی‌ هم نیست. هر كشوری می‌تواند برای خودش یك عیدی داشته باشد، به هیچ جا ضربه نخواهد زد؛ به شرطی كه در داخل كشور و بین خودشان اختلاف نكنند. متأسفانه ما شاهد اختلافات در داخل یك كشور هستیم و این دیگر قابل تحمل نیست. به قول‌ آقای خویی در دعا می‌گوییم: «وَاجعلنا لِلمسلمینَ عیدا» خوب پس للـمـسلمین عیدا، مسلمین هم كل جهان اسلام است. این‌ واقعاً سخت است و قابل قبول نیست.
 
حضرتعالی به عنوان یك عالم برجسته شیعی در تعاملتان با ادیان و مذاهب و فرق، بخصوص در داخـل اسـلام، مـصـر را نزدیك‌تر می‌بینید یا عربستان را، كدام در واكنش به این منطق تقید بیشتری دارند و به ما نزدیك‌تر هستند؟
واضح است كه مصر خاستگاه تقریب است و حركت تقریب با همكاری علمای بزرگ الازهر و علمای بزرگ قم و نجف در دهه‌ چهل از آنجا شروع شد. من احساس می‌كنم كه مصر خیلی نزدیك‌تر است؛ هم به علت وجود این تاریخ و هم به علت شـافـعـی‌ بـودنـش. شـافـعـی‌ها خیلی نزدیك به اهل‌بیت(ع) هستند، حتی متهم به تشیع بودند. همچنین با وجود سابقه حضور تشیع در مصر  تا امروز، علایم تشیع بین مردم مصر نمایان است. من معتقدم كه مصر به تقریب نزدیك‌تر است، ولی ما سعی می‌كنیم كه همه‌ مسلمانان به تقریب نزدیك شوند.
 
حضرتعالی پدیده انقلاب را چه قدر تأثیرگذار در ایده تقریب و بسط و گسترش كارهایی كه مرحوم آیـت‌اللـه‌ بروجردی آغاز كرد و با دیدگاه مبانی مرحوم امام بسط پیدا كرد، می‌دانید؟
من صریحاً می‌توانم بگویم كه انقلاب اسلامی در سطحی كه به تشیع و گسترش آن خدمت كرد، به همان سطح به گسترش‌ ایده تقریب خدمت كرد. یعنی به كل امت اسلامی، به كل مذاهب اسلامی، بـه مـوضع‌گیری امت در قبال چالش‌های عظیم‌ فراروی آن خدمت كرد و برای شما بگویم كه وقتی كه مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) تشكیل شد، یكی از خواسته‌های‌ تشكیل‌دهندگان این مجمع از مقام مـعـظم رهـبـری، تـشكیل مجمع جهانی تقریب مذاهب بود. بعضی‌ها خیال می‌كنند این دو ایده در تنافر و تضاد هستند، ولی من معتقدم هر دو در یك راسـتـا حـركت می‌كنند: این برای گسترش انوار اهل‌بیت(ع) و آن‌ برای گسترش یكی از ایده‌های بزرگ اهل‌بیت كه تقارب مذاهب، وحدت مسلمین و در حقیقت گسترش و تحقق ایده‌های‌ بزرگ قرآن و پیامبر اكرم(ص) است.
 
شما شروع ایده تقریب بین شیعیان را در مسیر تاریخ از كجا می‌دانید؟
من از زمان ائمه شروع می‌كنم. ولی در مسیر تاریخ روابط بین علمای ما و علمای اهل‌سنت رابطه زیبایی بود. مجلس شیخ‌ مفید مجلسی بود كه سنی و شیعه آنجا حاضر می‌شدند؛ طبق شهادت خطیب بغدادی و دیگران. بعد از این ایده، می‌بینیم كه‌ شیخ طوسی(ره) در كتاب «الخلاف» آن‌قدر از شافعی‌ها فتاوا نقل می‌كند كه یكی از علمای بزرگ شافعی به نام سُبكی در كتاب‌ «طبقات شافعی» می‌نویسد كه شیخ طوسی از شافعی‌ها بوده است، یعنی آن‌قدر این امر برایش مشتبه شده كه او از شافعی‌هاست. عرض كنم بعد از شیخ هم شما ببینید كه مدرسه علامه حلّی چقدر مدرسه باز و فقه مقارن آنجا محقّق است و معتبر می‌باشد. چقدر زیبا نقل می‌كند. حتی نوع استدلال اهل سنت را گاهی در مسیر خودش مطرح كـنـد. شـهـید اول، اساتید سنی‌ دارد. شهید ثانی می‌بینیم اساتید سنی زیادی از دمشق و مصر دارد و رفتار علما رفتار زیبایی بود. یعنی می‌بینیم كه یك عالم‌ شیعه‌ای كتابی تألیف می‌كند، دو عالم سنی آن را شـرح مـی‌دهند یا یك عالم سنی یك كتابی را می‌نویسد، علمای شیعه شرحش‌  می‌دهند. در مسیر تاریخ این تعامل و همكاری و همدلی زیبا بود. من معتقدم هنوز ما خوب این مسئله را روشن نكردیم، آن‌ هم تعامل علمای ما با علمای اهل‌سنت. من مقاله‌ای در این مسیر از آیت‌الله سبحانی دیدم كه زیبا بود، معتقدم كه باید این‌ جوانب فراموش شده را از نو به یاد بیاوریم. ان‌شاءالله.
 
مجله اخبار شیعیان را در این راستا چطور ارزیابی می‌كنید؟
خیلی خیلی خوب و فعالیتی منظم است. منطق تقریبی دارد و این روش خیلی راه و روش مطلوبی است. ما مدعی هستیم هر مذهبی باید از مذهب خودش و دیدگاه‌هایش دفاع كند، دیدگاه‌هایش را عرضه كند، ولی نه اینكه به حالت تحریك‌آمیز یا تخریب عقاید دیگران، آنها را مطرح كند. اینها اثرات منفی دارد. من رفتار مجله را رفتار متوازن و دقیق و صحیح می‌دانم.
 
برای بهتر شدن آن چه توصیه‌هایی دارید؟
مجله خودش خوب و بهینه است، ولی احساس می‌كنم اگر خبرنگاران بیشتری داشته باشید و با مردم بیشتر تعامل كنید و موضوع و آرای شیعیان جهان را بیشتر منعكس كنید، من معتقدم مفید است.
 
به عنوان حسن ختام اگر پیامی برای خوانندگان دارید، بفرمایید.
من واقعاً به همه بزرگان، به همه علما و به همه شیعیان می‌گویم روش ائمه ما همین روش تقریب است. من می‌خواهم عرض‌ كنم تقریب به معنی عقب‌نشینی از موضع اصولی‌مان حتی از مواضعی فرعی‌مان نیست. ما نمی‌خواهیم كسی عقب‌نشینی كـنـد، مـا مـی‌گـوییم با حفظ این مواضع، بیاییم زمینه‌های مشترك را بیشتر مورد توجه قرار دهیم؛ بدون اینكه از زمینه‌های مختلف غفلت‌ كنیم. هر كدام نظرشان را مطرح كنند، ولی با لحن برادری، با لحن خوب و منطقی، تا بتوانیم اهدافمان را بیشتر پـیـش بـبریم. روش ائمه(ع) روش سبّ نیست. دیـدیم كـه حـضرت امیر وقتی كه دو تا از بزرگان اصحابش، حجر بن عدی و یكی دیگر از اصحاب، با هم معاویه را لعن می‌كردند، امام ایشان را از این روش نهی كرد. روش ما روش منطق، روش عقلانی و روش عدم‌ تحریك است و امید داریم كه ما این منطق تقریب را بهتر بشناسیم.
 
با تشكر از شما كه در این گفت‌وگو شركت كردید.