همایش یک روز «اجتهاد در دوره معاصر» 2 دی ماه به همت دانشگاه مذاهب اسلامی و با حضور تعدادی از بزرگان علمای شیعه و سنی در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد.
باید به سمت فقه تخصصی در حكومت اسلامی برویم
در این همایش آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: اگر فقه تخصصی را بپذیریم باید تقلید تخصصی را هم بپذیریم و اینگونه لازم نیست كسی در همه امور از یك نفر تقلید كند. ما باید به سمت فقه تخصصی در حكومت اسلامی برویم. وی اظهار داشت: اگر به عقل و خواست قرآن در اجتهاد توجه شود، به تخصص در رشتههای مختلف فقهی بها داده شود، بحثهای فقه مقارن را جدی بگیریم، تقلید را تخصصی كنیم، شورای فقهی حداقل برای مسائل عمده مدیریت كشور تشكیل شود و علمای اهل تسنن و تشیع در دانشگاهها با هم همراهی كنند،آنگاه میتوان به وحدت جهان اسلام امید داشت و برای اداره جهان به ظرفیت اسلام اتكا كرد. رئیس مجلس خبرگان افزود: از این طریق می توانیم به اهداف اسلام، پیامبر، انقلاب اسلامی و خواست علمای شیعه و سنی دست یابیم. وی به نوآوریهای حضرت امام اشاره كرد وافزود: امام (ره) نوآوریهای زیادی داشتند كه یكی از آنها تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود كه كاری بزرگ و ریشهای در اداره جامعه است. وی گفت: امروز اتكا به عقل و تعقل لازمه تفقه و اجتهاد است و به آسانی نمیشود از توجه ویژهای كه قرآن به تعقل دارد، گذشت. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح كرد: نمیتوان جامعهای را كه تحت عنوان اسلام اداره میشود، با برخی روایاتی مدیریت كرد كه هزار و چند سال پیش در آن شرایط بدون اجتهاد، بدون توجه به عقل و بیتوجه به مصالح و مفاسد، نقل شده است.
آیت الله هاشمی رفسنجانی ادامه داد: در آن دوران موضوع هوا و فضا، اعماق چند هزار متری زمین و مسائل پیچیده امروزی وجود نداشت؛ مسائل مستحدثه مسائلی هستند كه هر لحظه اتفاق میافتند و در دوران كنونی، ما باید با عقل و منابعی كه در اختیار داریم، آنها را حل كنیم. رئیس مجلس خبرگان بیان داشت: فقه امروز علما و حوزههای ما با دورانهای قبل قابل مقایسه نیست، درست است كه فقه سیاسی در اعماق فقه ما وجود دارد اما باید قدری تغییر كند و بزرگتر شود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این نكته كه احكام سیاسی اداره كشور، قانونگذاری و قضا دهها برابر آنچه در گذشته نوشتهایم فروع دارد،گفت: باید درباره این مسائل بحث شود و اینها هم وارد قوانین ما شوند. آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: در عصر حاضر شاهد غلبه حاكمیت جهانی بر حاكمیت ملی هستیم و جهانیشدن یعنی هر روز قدرت دولتهای محلی به نفع اداره جهانی كم شود. وی افزود: ما در بسیاری مسائل اختیار را به دست سازمانهای بینالمللی میدهیم، اسلام هم كه یك دین جهانی و همیشگی است كه به زمان و مكان محدود نیست و حتما برای اینها اصول دارد؛ از این رو حوزه علمیه باید وارد اینگونه اصول نیز بشود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بیان داشت: امروز كارهای بسیار خوبی در حوزههای علمیه قم و مشهد برای رفتن به سمت فقه مقارن انجام شده و این از كارهایی است كه امروز باید به شكل جدی دنبال شود. همچنین باید دانشگاههای متعدد فقه در كشورمان و بویژه در مناطق اهل سنت به وجود بیاید؛ تقاضاهای زیادی هم از سراسر دنیا در اینباره وجود دارد، این مراكز باید توسعه پیدا كند و حمایت بیشتری از آنها صورت گیرد. وی با اشاره به تدوین دایرهالمعارف فقه مقارن از سوی آیتالله مكارم شیرازی تاكید كرد: ایشان كار بسیار بزرگی انجام دادند و شیعه و سنی هم باید به دنبال این كار باشند؛ چرا كه اگر فقه مقارن را بخوانیم و آن را درس بدهیم، فقهمان بسیار متفاوت خواهد بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی به لزوم تغییر برخی احكام در دوره جدید تاكید كردو اظهار داشت: من یك بار به خاطر مساله ارث در خانواده خودمان فكر كردم كه چرا حكمی وجود دارد كه میگوید همسران نمیتوانند از زمین ارث ببرند؟ این مساله برای من قابل توجیه نبود؛ چرا كه قرآن این را نمیگوید و تنها بحث یك چهارم از اموال همسر مطرح است. پس از بررسی این مساله متوجه شدم به خاطر موضوعی كه در زمان فوت پیامبر درباره مالكیت زمین از سوی یكی از همسران ایشان وجود داشته، بحثی بر سر این امر بین شیعه و سنی پدید آمده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: این فتوای بسیار معروفی است كه اكنون هم به آن عمل میشود و زنها نمیتوانند حق خود را از ارث همسر بگیرند؛ پس از اینكه به قم رفتم و با مراجع دیگر صحبت كردم آنها گفتند با احتیاط و مصالحه در این زمینه عمل شود، صحبتی هم با رهبر معظم انقلاب در این زمینه داشتم، ایشان دستور دادند علما در جلسه شبهای پنجشنبه در اینباره بحث كنند. آیتالله شاهروی این بحث را آغاز كرد و این فتوا خیلی اصلاح شد. اكنون هم به مجلس رفته تا به صورت تائید، به شكل قانون درآید. رئیس مجلس خبرگان تصریح كرد: 14 قرن است حق زنان در ارث شوهرانشان پایمال میشود. موارد بسیار زیاد دیگری هم از این قبیل وجود دارد؛ خاصیت فقه مقارن، پیداكردن همین حقیقتهاست، اینطور جلسات و سمینارها هم بسیار مفید است و دانشگاه فقه مقارن هم میتواند در این زمینه بسیار مفید باشد. موضوع مهم این است كه فقه مقارن را در حوزهها جزو درس علما قرار دهیم.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با تاكید بر لزوم تخصصیشدن اجتهاد اظهار داشت: یك مجتهد به تنهایی در همه ابواب مورد نیاز فقهی مردم نمیتواند متخصص باشد، چطور فردی میتواند درطول 30-40 ساله تحصیل خود، همه این حقوق را كه هر كدام تخصص بزرگی است بداند؟ لذا ما باید به سمت فقه تخصصی در یك حكومت اسلامی برویم؛ زیرا دخالت در امور مردم با فقه تخصصی امكانپذیر است. وی گفت: اگر فقه تخصصی را بپذیریم باید تقلید تخصصی را هم بپذیریم و اینگونه لازم نیست كسی در همه امور از یك نفر تقلید كند. اگر این دو را پذیرفتیم باید شورای فقهی را هم بپذیریم. وقتی با سیاست میخواهیم همه جامعه را اداره كنیم، شورای نگهبان ناظر مجلس باید همه تخصصها را در خود داشته باشد و نظر تخصصی بدهد. آیت الله هاشمی تاكید كرد: لامحاله در دوره تخصصیشدن رشتههای فقهی به شورایی شدن فقه میرسیم و اساس همه اینها باید بر عقل استوار باشد. ضمن اینكه باید به چارچوب اجتهاد هم توجه كرد كه قرآن و سنت، مبانی اصلی ما در این راه هستند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح كرد: من پیشنهادی در فقه مقارن دارم كه علمای شیعه و سنی میتوانند بنشینند و در اینباره بحث كنند؛ اینكه طبق روایت متواتر ثقلین باید مرجعیت اهل بیت را پذیرفت؛ البته نه به شكل انحصاری بلكه به عنوان یك مرجع مطمئن. اگر فقه مقارن وجود داشته باشد و علما و فقهای ما با یكدیگر بنشینند میبینند كه مرجعیت اهل بیت از مراجع قابل اتكاست.
رئیس مجلس خبرگان یادآور شد: زمانی كه بسیار جوان بودم و در درس آیتالله بروجردی شركت میكردم ایشان میگفتند چرا بر سر خلافت با اهل سنت دعوا میكنید كه متعلق به زمان گذشته است. باید روی مرجعیت اهل بیت بحث كنید كه موضوع روز است. آیت الله هاشمی رفسنجانی همچنین گفت: امروز دنیای اسلام نسبت به دورههای واسط در بعد تفقه و اجتهاد بسیار نزدیكتر به صدر اسلام است و اكنون ما حركتی در جهت اصالت و عمق اجتهاد و نزدیك شدن به اصل تشریع میبینیم، در مقابل هم البته دستهای زیادی در كار است كه نگذارد این نتیجه مبارك از آن گرفته شود، اما امیدواریم بتوانیم بر شیطنتها غلبه كنیم.
وی افزود: در عصر بعثت، اجتهاد وجود داشت و جای تعجب است كه هنوز در اینباره بحث وجود دارد، این مساله بسیار بدیهی است؛ البته در آن زمان وقتی قرآن بر مردم مكرر نازل میشد، احتیاجات مردم هم پیچیده نمیشد و حداكثر با یك واسطه موضوع حل میشد؛ اما حتی پیغمبر هم غیر از وحی و الهام، اجتهاد و مشورت میكردند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: مشكلی كه ایجاد شد پس از رحلت پیامبر بود؛ گرچه در زمان خلفای راشدین هم عده معدودی از صحابه، مرجع اصلی بودند و شاگردان هم برای مردم و جامعه مرجع قرار میگرفتند. مردم به علی(ع)، عایشه، ابنعباس، ابن مسعود و ... مراجعه میكردند و احكام را از آنها میگرفتند تا دینشان را با آنها تنظیم كنند؛ البته در این میان علی ابن ابیطالب از همه نیرومندتر بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: در قرن اول بسیاری اختلافات مسلكی و مذهبی مانند قرن دوم وجود نداشت. دو مدرسه بود كه اشتراكاتی داشتند و انتقادی هم به یكدیگر وارد میكردند. آنها دو شیوه را برای رسیدن به احكام ارائه میدادند. در قرن دوم هم در بین اهل سنت، اجتهاد بسیار توسعه پیدا كرد و بیش از 100 مسلك در شهرهای جهان اسلام وجود داشت. رئیس مجلس خبرگان ادامه داد: در میان شیعیان مساله به گونه دیگری بود، آنها ائمه معصوم را مرجع اصلی میدانستند؛ البته در آن دوران اهل سنت هم امام صادق(ع) و امام باقر(ع) را مرجع میدانستند و به شاگردی آنها افتخار میكردند. وی گفت: در بین شیعه اجتهاد وجود داشت اما نه به فراوانی اجتهاد در اهل سنت؛ زیرا بین سنیها اجتهاد بسیار قویتر بود. شیعیان متكی به اظهارات معصوم عمل میكردند و مسائل عملی از متن روایات تبیین میشد. رئیس مجلس خبرگان افزود: در پایان قرن سوم و شروع غیبت در شیعه، شرایط جدیدی پیش میآید و اوضاع معكوس میشود. در اهل سنت به خاطر افراط در مذاهب اجتهادی، خلفا جلوی آزادی اجتهاد را كه قطعا آثار سیاسی داشت گرفتند. این دوره، دوره انسداد نسبی در تاریخ تفقه اهل سنت بود؛ برعكس شیعه كه از حالت حدیث و روایتگویی به فضای جدیدی وارد شد كه تقریبا فضای اجتهاد بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی ادامه داد: از آن زمان فقهای ما در عالم تشیع هم شروع به كارهای فقهی كردند، علم و اصول تبیین شد، مبانی اجتهاد به وجود آمد و روی عقل تكیه بیشتری شد. امروز اتكا به عقل و تعقل لازمه تفقه و اجتهاد است و به آسانی نمیشود از توجه ویژهای كه قرآن به تعقل دارد، گذشت. خداوند انبیا را نزد ما فرستاده تا گنجینه عقل را استخراج كنند؛ به همین خاطر، عقل، پیامبر باطن نامیده شده است. وی ادامه داد: در عصر غیبت، علمای پیشتاز شیعه وارد شدند و فقه را تبیین كردند. فقاهت در قرن چهارم به معنای مصطلح در كنار حدیث در شیعه به وجود آمد. همچنین در بغداد شرایطی پیش آمد و شیخ طوسی مجبور شد حوزه را به نجف بفرستد و این نقطه روشنی بود؛ زیرا آنجا كانون عظیم تفقه، حدیث و درایت شد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاكید كرد: اهل سنت قرنها به چهار مذهب بزرگ خود محدود بود. پس از پایان دوره خلفا، در دوره عثمانی كه تكیه اصلی بر فقه حنفی بود، باب اجتهاد باز شد؛ اما پس از اینكه عثمانی ضعیف شد آن چهار مذهب مجددا گسترده شد كه پس از آن به دوره نوآوری رسیدیم كه این مساله را باید به عبده و سید جمالالدین اسدآبادی متكی دانست، امروز هم نوآوریهای اهل سنت بسیار قابل توجه است. آیت الله هاشمی رفسنجانی تصرح كرد: همانطور كه امام (ره) اكنون جایگاهی در جامعه دارد كه وقتی ایشان چیزی گفته، بسیاری از شخصیتهای فقهی به خودشان اجازه نمیدهند خلاف آن را بگویند، در قرن چهارم تا ششم و هفتم هم شیخ طوسی این شرایط را در جامعه پیدا كرده بود؛ گرچه تفقه وجود داشت ولی مبنا و محور، حرفهای شیخ طوسی بود.
وی گفت: در قرن هفتم محققان نوآوریهایی انجام دادند. محققان ما در جبلعامل، نجف و حله دورههای خوبی داشتند. همانطور كه در بین اهل سنت هم كسانی هستند كه بسیار جدی روی روایت و حدیث كار میكنند، در شیعه هم اخباریها به وجود آمدند كه به مكتب محدثین با تعصب بیشتری تعلق داشتند. محدثین، متون حدیث را جمع میكردند اما اخباریها مسائلی را جمع كردند كه با علم اصول مخالف است؛ آنها با استفاده از عقل در اجتهاد مخالفند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: بسیاری از شخصیتهای بزرگ پس از آن آمدند و آنها را منزوی كردند و اینگونه فقه بر مبنای درایت شكل گرفت، پس از شیخ انصاری كه او را قله بلندی در فقه میدانند، فقه شیعه رو به كمال گذاشت؛ گرچه در دوره رضاخان پهلوی فقها آسیب دیدند ولی نجف روی پای خود ایستاد تا كمكم به دوره جدید رسیدیم. پس از اینكه رژیم پهلوی به این جریان ضربه زد، فقها جان گرفتند و نوآوریهایی در عصر مشروطه، خود را در عالم سیاست نشان داد؛ گرچه بسیاری از آنها سركوب شد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: بعد از شهریور 20 كه حوزه دوباره شكل گرفت و بعد از 20 سال كه دوران طفولیت و جوانیاش را پشت سر گذاشت، در اواخر دهه 30 و 40 به بلوغ رسید تا شخصیتی مثل امام راحل وارد فقاهت نوین میشود. یكی از مهمترین نوآوریهای ایشان هم ولایت فقیه بود كه میگفت این مساله تشریفاتی نیست بلكه به اداره همه امور كشور مرتبط میشود. رئیس مجلس خبرگان تصریح كرد: تعبیر امام (ره) این بود كه فقه اسلامی تئوری كامل و جامع اداره انسان و جامعه از گهواره تا گور است. این موضوعی بود كه هیچكس تا آن زمان به صراحت در آن وارد نشده بود و امام (ره) در حالی این درسهای ولایت فقیه را در نجف میگفت كه دوران تبعید خود را میگذراند.
حکومت ولی فقیه در زمان غیبت یک حکومت مستقل است
آیت الله عمید زنجانی دیگر سخنران این همایش با تشریح حکومت فقیه در زمان غیبت، تصریح کرد: حکومت ولی فقیه در زمان غیبت یک حکومت مستقل است. وی اصل اختلاف نظر را اصل قرآنی تعریف کرد که باید مورد استفاده قرار گرفته و منجر به تفرقه مسلمانان نشود. آیت الله عمید زنجانی با اشاره به اینکه مسئله حکومت یک مسئله فقهی است تأکید کرد: اگر در مسئله حکومت دیدگاه شیعه و سنی متفاوت است به دلیل اعتقادی بودن است. وی با اشاره به اصل احتجاج در قرآن کریم گفت: اختلاف نظر باید به احتجاج ختم شود نه به افترار به همین منظور احتجاج ایجاد تفاهم و آگاهی می کند. وی تصریح کرد: رسیدن به وفاق و همگرایی تنها از طریق توجه به مشترکات مقدور است. آیت الله عمید زنجانی در ادامه با بیان دیدگاههای معروف اهل سنت در خصوص حکومت با روایتی از ابن تیمیه حکومت را مربوط به خلافت دانست و دو شرط شورا و بیعت را برای آن لحاظ کرد. وی در پایان گفته های خود به مباحث مختلف حکومتی از دیدگاه فقهی شیعه و سنی پرداخته و از این نظر حکومت فقیه در زمان غیبت را توضیح داده و آن را یک حکومت مستقل توصیف کرد.
یگانه راه تجدید در اجتهاد خود اجتهاد است
آیت الله محمدعلی تسخیری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، گفت: اجتهاد راه شناخت اسلام است و یگانه راه تجدید در اجتهاد خود اجتهاد است. وی در سخنان خود با موضوع «تجدید و اجتهاد» افزود: این مجتهد است که می تواند در دین تجدید به وجود آورد و چهره تابناک اسلام را به خوبی نشان دهد. وی، با اشاره به اینکه، اجماع علمای مسلمان تجدید به معنای تجدید در چارچوب قواعد است، اظهار داشت: مساله «تجدید» در قرآن به این لفظ نیامده است اما در روایات اهل سنت و شیعه مساله تجدید مطرح شده است. دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ، تصریح کرد: "تجدید" به معنای آوردن مطالب اصول لیبرال دموکراتیک امروز و دادن نسبت اسلامی به آن، که این نظر اکنون در غرب نیز مطرح است حال آنکه تجدید صحیح آن است که ما باید اسلام را زنده و جوابگو نگه داریم، حقیقت اسلام را درک کنیم و از اطلاعات جدید برای شناخت مقصود اسلام بهتر استفاده کنیم. آیت الله تسخیری ادامه داد: تجدید باید در علم اصول و مطابق با منطق و ضوابط صورت گیرد و امید است نهضتی در اجتهاد به وجود آید که نتیجه آن تجدید دین باشد نه تغییر دینی که مدعیان امروز به نام اصلاح دین مطرح کرده اند. دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی یادآور شد: تجدیدهای عظیمی از مرحوم شیخ انصاری، آخوند خراسانی و امام خمینی (ره) در داخل فقه اسلامی صورت گرفته است که هر یک نمونه کامل تجدید هستند اما ما هنوز در علم اصول جای تجدید بسیاری داریم. وی، با اشاره به اینکه یکی از مباحث مهمی که در مساله اجتهاد هنوز به آن خوب پرداخته نشده، علم مقاصد شرعی است، افزود: این علم می تواند در استنباط بسیار موثر باشد. وی، تفاوت دیدگاه های فردی و اجتماعی یک فقیه، منطقه مباهات و اکتشاف تئوری های اقتصاد اسلام را از دیگر مواردی دانست که باید از راه اجتهاد به آنها پرداخته شود.
باب اجتهاد اززمان پیامبر(ص) و تا قیامت باز است
همچنین در این همایش مولوی نذیر احمد سلامی عضو اهل سنت مجلس خبرگان رهبری، گفت: باب اجتهادی که از زمان پیامبر اکرم (ص) باز گذاشته شده تا قیامت باز است و این تفکر که اهل سنت باب اجتهاد را بسته است، درست نیست. وی با موضوع "مراحل و حوزه اجتهاد" به ایراد سخن پرداخت و گفت: جلوگیری از اجتهاد مقطعی و تنها در زمان خلافت عثمانی بوده است. وی، با اشاره به اینکه مبنای اجتهاد عقل است و قرآن نیز برای عقل ارزش بالایی قائل شده است، تصریح کرد: بر اساس روایات اجتهاد در زمان پیامبر (ص) و صحابه وجود داشته است. وی خاطرنشان کرد: در قرن پنجم هجری قمری فقها و دانشمندان اسلامی مسایل فقه افتراضی و فروعات جزئی را مطرح کردند و مجتهدان در آن زمان در خصوص مسایلی که هنوز به وقوع نپیوسته و امور متوهم فتواهایی صادر کردند. وی ادامه داد: با گذشت زمان این فروعات فرضی به واقعیت رسید و این وضعیت تا قرن ششم هجری قمری ادامه پیدا کرد تا اینکه در زمان خلافت عثمانی، آنان به دلیل اینکه نیازی به اجتهاد احساس نمی کردند اجازه به اجتهاد ندادند. نذیر احمد سلامی ، اظهار داشت: این روال پس از پایان خلافت عثمانی دگرگون شد و از آن پس همواره در جوامع اهل سنت و شیعه باب اجتهاد وجود داشته است. استاد دانشگاه مذاهب اسلامی افزود: اجتهاد در آنجا که نص "صریح" وجود ندارد و آنجا که نص "ظن" وجود دارد، می تواند کاربرد داشته باشد. وی خاطرنشان کرد: مطلق وجود "نص" مانع اجتهاد نیست اما باید توجه داشت که در نص قطعی، اجتهاد نیاز نیست و در نص ظنی مجتهد می تواند وارد شود. وی، در خصوص انواع اجتهاد نیز گفت: دو نوع اجتهاد مورد نیاز جامعه است اول اجتهاد "ابداعی" به این معنا که مجتهد در مورد مسایلی که در زمان گذشته وجود نداشته و مجتهد دیگری نیز در این مسایل فتوا نداده است، فتوا صادر کند. نذیر احمد سلامی یادآورشد: نوع دیگر اجتهاد، اجتهاد "اختیاری" است به این معنا که از میان اقوال مجتهدان گذشته هر یک که ارجحیت دارد و نسبت به مصالح جامعه نزدیک تر است، نیاز به اجتهاد دارد.